تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان
یکشنبه 15 مرداد 1391 :: نویسنده : رضا فرهیزش

بنام پاكْ آفریدگار جهان

« ... كار زبان را خوار نباید گرفت هر توده‌ای كه به نیكی می‌گراید باید زبانش نیز پیراسته و آراسته گردد. زبان آیینه‌ی اندیشه‌هاست. زبان نمونه‌ی خویهاست ... »

احمد كسروی

یادداشت گردآورنده‌ی كتاب نوشته‌های كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی :

از سالها باز ، از آغاز جنبش مشروطه در ایران ، درباره‌ی زبان فارسی و پیراستن و رسا گردانیدن آن سخنانی بمیان آمده و گفتارها نوشته شده و كسانی در آن زمینه كوشیده‌اند كه از برجسته‌ترین و شایسته‌ترین آنان باید شادروان احمد كسروی را بحساب آورد.

این خردمند بیمانند و دانشمند بزرگ ـ كه همه‌ی نوشته‌ها و پژوهشهای وی نشانی از خردمندی و دانش و آگاهی سرشار اوست ـ از آغاز جوانی به یاد گرفتن زبانهای گوناگون پرداخته و جز از تركی آذربایجان كه زبان مادرزادیش بوده ، فارسی و عربی و انگلیسی و اسپرانتو و ارمنی (هر دو زبان ارمنی باستان و ارمنی كنونی) را نیك یاد گرفته و زبانهای فارسی باستان را از پهلوی و ساسانی آموخته و به نیمزبانهای ایرانی و همچنین به زبانهای روسی و فرانسوی و آلمانی كمابیش آشنایی پیدا كرده. از سوی دیگر به شعر و ادبیات ایران در دوره‌ی اسلام پرداخته ژرفای آن را كاویده و در آن زمینه آگاهیهای بسیاری بدست آورده كه از همه‌ی اینها در كار زبان فارسی سود جسته است.

با چنین مایه‌ای از دانش و آگاهی بوده كه بكار نوشتن كتاب و پیراستن زبان آغازیده و در گام نخست كتابهایی مانند : « آذری یا زبان باستان آذربایجان» و « شهریاران گمنام» و « نامهای شهرها و دیههای ایران» را نوشته كه در نتیجه در میان دانشمندان بویژه شرقشناسان اروپا و آمریكا بنام و سرشناس گردید تا آنجا كه به پنج آكادمی بزرگ جهان باندامی پذیرفته شده است.

سپس نیز در میان كوششهای دیگر خود ، پیراستن زبان فارسی را بایای خود شمرده ، چه وی از هر كسی بیشتر « صلاحیت» داشته تا درباره‌ی زبان فارسی سخن راند و از راست و كج و درست و نادرست ، از آشفتگی و نابسامانی و راه چاره‌ی آنها گفتار راند ، ایراد گیرد ، داوری كند و سرانجام در پیراستن و آراستن و رسا گردانیدن آن بكوشد. بویژه كه وی در كار پیراستن مغزها و بسامان گردانیدن اندیشه‌های مردم ایران بوده و بآن تلاش داشته تا ایرانیان را از گمراهیها و آلودگیهایی برهاند ، ریشه‌ی نادانیها را بكند و به بیراهیها چاره اندیشد و یك دیگرگونی ژرفی در اندیشه‌ها و باورها ، در جهان‌بینی و برداشت آنان از جهان و زندگانی پدید آورد و چراغی فرا راه مردم بگزارد. در این راه بوده كه نیاز فراوان بزبان پیراسته و رسا می‌دیده ، زبانی كه مردم یكسره با معنای كلمه‌ها سر و كار داشته باشند ، زبانی كه از واژه‌های پست چاپلوسانه ، از واژه‌های دشوار و بی‌معنی پیچیده دور باشد ، و سرانجام زبانی كه بر پایه‌های خود استوار بایستد و در بروی هر بیگانه‌ای نگشاید.

اینست كه می‌بینیم كسروی از همان آغاز كوششهای خود (آذر 1312) تا بازپسین سال زندگانیش (اسفند 1324) دمی داستان زبان و پیراستن و رسا گردانیدن آن را از یاد نبرده و پیوسته در آن زمینه گفتار و كتاب نوشته و گام بگام پیش آمده و روش نویسش ویژه‌ای بنیاد گزارده كه خوشبختانه این روش اكنون جا برای خود باز كرده و انبوهی در نوشتن كتاب و گفتار از آن پیروی دارند.

پس ناگزیریست كه اكنون هر خردمند پاكدل و هر كسی كه دل از مهر ایران و زبان آن انباشته ، و در آرزوی آنست كه ایرانیان با مغزی سالم و اندیشه‌ای درست و توانا و رسا و با خردی نیرومند و رفتاری شایسته ایران را چراغ راه آسیا و آسیا را چراغ راه جهان گردانند ، و بجهانیان درس آدمیگری و شهریگری آموزند ، آگاهیهایی در زمینه‌ی كوشش كسروی در راه زبان فارسی داشته باشند و برای چنان كسانیست كه این گفتارها گردآوری شده و در این كتاب پدید آمده است.

***

نویسنده‌ی ناچیز این یادداشت (كه خود را شاگرد كوچكی از آن استاد توانا و برانگیخته‌ی بزرگ می‌پندارد) از دیر باز بگرد آوردن گفتارها پرداخته و اینك آن را برویه‌ی كتاب بهمه‌ی دانشوران و دلبستگان زبان فارسی ارمغان می‌گرداند تا بخوانند و ببینند كه كسروی با چه دشواری و رنج در راه پیراستن زبان می‌كوشیده و با همآوردانی كه زبان مادرزادی خود را نمی‌دانستند و به نوشتن یك صفحه با زبان فارسی درست توانا نمی‌بودند و به پروراندن سخنی و به روشن گردانیدن زمینه‌ای شایستگی نمی‌داشتند و راه دلیل آوردن را نمی‌شناختند و با این حال یك زبان تلخ و سرزنش آمیزی را بكار می‌بردند ، روبرو بوده. ببینید كه با همه‌ی دسته‌بندیها و فرهنگستان سازیها در برابر وی ، او چگونه استوار می‌ایستاده و از میدان بیرون نمی‌رفته و هر بار از راه دیگری به پاسخ آنان می‌پرداخته و بیراهیها و نادانیهای آنان را نشان می‌داده. آری اینها را بخوانند و آگاهیهای دربایست را بدست آورند تا فریب دروغگویانی كه بریشخند و سركوفت می‌پردازند ، نخورند.

در گردآوری كوشش شده همه‌ی آن چیزهایی را كه كسروی درباره‌ی زبان فارسی چه برویه‌ی گفتار بلند و چه برویه‌ی كوتاه نوشته ، با بدیده گرفتن تاریخ نوشته در اینجا بیاورد. همچنین كافنامه و زبان پاك را ـ با اینكه بارها جداگانه چاپ شده ـ در جای خود بگنجاند و آن را با پیش گفتاری كه محمد علی جزایری دكتر در زبانشناسی با دلبستگی نوشته بیاراید و در پایان كتاب نیز « واژه‌نامه‌ی زبان پاك » را كه دكتر بهمن بنی‌احمدی بسیجیده بر آن بیافزاید.

این یادآوری نیز بجا خواهد بود كه چون برخی گفتارها عنوان یكسانی داشته و یكنواخت می‌نموده گردآورنده عنوانهایی برابر آنچه در متن گفتار آمده بر آن گزارده و جز این نه چیزی افزوده و نه چیزی كاسته و هر گفتاری آن چنان كه بوده و در هر زمان با هر روشی كه نوشته شده رونویس گردیده است.

گردآورنده امیدمند است این كتاب راهنمایی باشد برای كسانی كه بكار پیراستن زبان فارسی می‌كوشند ، و راهگشایی باشد برای كسانی كه می‌خواهند برای واژه‌هایی كه سیل‌آسا بزبان فارسی یورش آورده چاره اندیشند ، و سرانجام برای كسانی كه می‌خواهند در اندیشه‌ها و نوشته‌های كسروی بپژوهند.

حسین یزدانیان

كتابهای شادروان كسروی

كتابهای دیگران (سودمند در زبانشناسی و نثر كهن)

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

برای دانلود كلیك كنید






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

راست گردانیدن زبان فارسی و بنیكی آوردن آن یكی از خواستهای ماست كه از سال 1312 كه بكوشش برخاسته ایم یكی هم اینرا دنبال كرده ایم. اینك بار دیگر بیكرشته سخنانی در پیرامون آن میپردازیم.

گذشته از اینكه زبان یك توده آیینة فهم و اندیشة ایشانست و یكزبان نارسا اندیشه ها را نیز نارسا گرداند و ایرانیان اگر میخواهند از توده های بافهم و دانش جهان بشمار روند باید دارای یكزبان درستی باشند ، ما خود در این كوششها كه در راه نیكی جهان آغاز كرده ایم بیش از همه بیكزبان درست و رسایی نیاز میداریم.

فارسی یكی از زبانهای روان و آسان و سادة جهانست. ولی با حالیكه میبود آكهای[= عیب های] بسیار میداشت كه گذشته از نابسامانیها و بهمخوردگیها ، آلودگیها ، از تنگی بفهمانیدن بسیاری از معنیها توانا نمی بود ، از اینرو میبایست آنرا بسامان آوریم و راست و درست[=كامل] گردانیم و بفهمانیدن معنیها توانایش سازیم.

كوشش درباره‌ی زبان فارسی تاریخچه ای میدارد : هنوز پیش از زمان مشروطه كسانی پی به آكمندی این زبان برده آرزوی كوشش در راه آنرا می داشته اند. پس از مشروطه كه روزنامه در ایران بسیار گردید و نویسندگانی در این كشور پدید آمدند گاهی كسانی از آنان در این زمینه نیز بگفتارهایی میپرداختند و در هر چند سال یكبار گفتگو از این باره در روزنامه ها پدیدار میگردید و گفتارهایی نوشته میشد ، تا در بیست و اند سال پیش آقای ابوالقاسم آزاد مراغه ای از هندوستان بایران آمد و در تهران در این زمینه بگفتگو پرداخت و گفتارهای پیاپی نوشت و خود مهنامه ای بنیاد گزاشت ، و چون با یك گرمی و پافشاری این زمینه را دنبال میكرد یك تكانی در میان جوانان پدید آورد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 22 بهمن 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

این دفتر را میتوانید از لینك زیر دانلود كنید.

برای دانلود كلیك كنید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

زـ دشواری یاد گرفتن زبان :

اگر از همه‌ی این گرفتاریها كه شمردم چشم پوشید ، باز از آمیختن واژه‌های بی‌اندازه‌ی تازی بفارسی درد بزرگ دیگری برخاسته است كه بهیچ روی در خور چشم‌پوشی نخواهد بود.

درد بزرگی كه زیانش بیشتر بهره‌ی جوانان و آیندگان است.

واژه‌های فارسی كه پس از توطن هزارساله در ایران هنوز رنگ فارسی بخود نگرفته و برابر دستور زبان فارسی نمی‌گردند و اشتقاق آنها بر پایه‌ی قاعده‌های زبان عربی انجام می‌گیرد ، یاد گرفتن زبان فارسی را برای اهل زبان سخت دشوار ساخته است.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در این گفتار تا اینجا چند جا از بیماریهای زبان یاد كردم و كنون را بهتر می‌دانم بكوتاهی از این بیماریها نام برم.

آـ تا فارسی آمیخته بواژه‌های بیگانه است استقلال نخواهد داشت زیرا هر نویسنده‌ای برای نمایاندن عربی‌دانی و هر سراینده‌ای برای قافیه‌سازی و سخن‌بازی می‌تواند بفرهنگهای تازی دست یازیده و هوسمندانه هرچه واژه خواست از مرده و نیم‌مرده بیرون كشد و درست و نادرست در نوشته‌ی خود بكار برد.

با چنین شیوه‌ای كه جوینی‌ها كرده‌اند مرزهای زبان فارسی شكسته شده و درهای آن بر روی واژه‌های بیگانه باز گردیده است. چنانكه هر كسی هم‌اكنون نیز بخود اجازه می‌دهد هرگونه واژه‌ی عربی را در نوشته‌ی فارسی خود بكار برد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

2ـ اما درباره‌ی ریشه‌ی داستان كه آیا باید فرهنگستانی دارا باشیم یا نه؟ بگذریم از غلط‌كاریهای فرهنگستان ورشكسته‌ی پیش ، گمان نمی‌كنم كسی بتواند نیازمندی یك توده‌ای را بداشتن چنین سازمانی آن هم در روزگار كنونی انكار كند.

گرفتم زبان فارسی امروزی هیچ بیمار نباشد و نیاز به پیراستن و آراستن ندارد ، آیا در برابر نیازمندیهای روزافزون دانشی تكلیف فارسی‌زبانان چیست؟

پیشرفت دانشها در جهان امروز روزافزون است و هر توده‌ای بخواهد سرفرازانه زید ، ناچار باید در این پیشروی با دیگران همگام گردد و از دانشها هرچه بیشتر بهره جوید. اگر نگوییم ما كاری بكار جهان نداریم و دانش‌پژوهی را بدیگران وامی‌گزاریم ، ناچار هر روز بنامگزاریهای تازه‌ای نیازمند خواهیم شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سرنوشت زبان فارسی چه خواهد بود؟

نویسنده :

سید محمدعلی امام شوشتری

مجله‌ی وحید ـ بهمن 1350 ـ شماره‌ی یازدهم ـ دوره‌ی نهم


در گفتگو از زبان فارسی رو به كجا داریم؟ برای آسان یاد دادن این زبان به جوانان چه باید كرد؟ زبان علمی در دانشگاههای ما چه زبانی باید باشد؟

اكنون كه وزارت فرهنگ و هنر پس از 25 سال كه از تعطیل نخستین فرهنگستان ایران گذشته است ، برای پیشرفت بخشیدن و توانا كردن زبان فارسی بگونه‌ای كه این زبان بتواند پاسخگوی نیازمندیهای امروز جوانان كشور در راه دانش‌آموزی گردد ، بار دیگر فرهنگستانی برپا كرده ، هرچند این كار در هرحال بودن آن از نبودنش بهتر است ، گروهی آغاز كرده‌اند با همان دستاویزهای كهنه‌ی گذشته كه در سی چهل سال پیش بهانه‌ی ایشان در جلوگیری از پیراستن و آراستن زبان فارسی شده بود ، بار دیگر با پیشرفت زبان فارسی دشمنی نشان دهند.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پرسش :

1- در زبان پاك بجای « افراط» و « تفریط» چه واژه‌هایی را توان بكار برد؟

« تندروی» و « كندروی» كه گاهی بكار برده می‌شود معنای درست این دو واژه را نمی‌رساند و در همه‌ی موارد نمی‌توان آنها را بكار برد. در حالی كه نیازمندی ما در زبان باین دو واژه بسیار است.

2- در زبان پاك اكنون كارواژه‌ای كه بمعنای استراحت كردن و راحتی نمودن باشد نیست. ممكن است كارواژه‌ی « یلیدن» را كه پیشتر در زبان فارسی بكار می‌رفته و از آن جداشده‌ها نیز می‌آمده ، چون (یل یله یلش یلان یلیدن) بكار برد.

چگونگی آنكه از نوشته‌هایی كه در دست است معنای درست این كارواژه را نمی‌توان معلوم داشت و در هر جا بمعنای دیگری بكار رفته است مثلاً :



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

از چیزهایی كه ما می‌خواهیم در نامه‌های ماهانه بچاپ رسانیم تاریخچه‌ی زندگانی دانشمندان اروپا (بویژه دانشمندانی كه تا كنون در ایران شناخته نشده‌اند) و برخی گفتارهای دانشی است. دوست می‌داریم كسانی كه می‌توانند در این زمینه گفتارهایی از زبانهای اروپایی ترجمه كرده بفرستند. ولی می‌باید در اینجا نكته‌ای را یادآوری كنیم و آن اینكه « ترجمه كردن از خود نوشتن دشوارتر است».

آدم چون چیزی را خودش می‌نویسد آزادتر است تا هنگامی كه از یك نوشته‌ی دیگری ترجمه می‌كند. در ترجمه آدم در بند جمله‌بندیهای آن زبانیست كه ترجمه از آن می‌كند. اینست گاهی می‌بینی جمله‌هایی كه بسته است چون از روی جمله‌بندی آن زبان بوده نافهمیدنی درآمده. در هر زبان شیوه‌ی جمله‌بندی جداست.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 20 مهر 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

در پیرامون زبان

1- دوغلو همزاد

دو بچه كه با هم زاییده شده‌اند بآنها می‌گویند : « دوغلو». كسانی پنداشته‌اند كه این واژه پارسی است ، از اینرو اگر سه بچه با هم باشند می‌گویند : «سه غلو». در این حال باید پرسید : « غلو» به چه معنیست؟..

ولی راستش آنست كه « دوغلو» واژه‌ی تركیست و از ریشه‌ی « دوغماق» (زاییدن) می‌آید و ما اگر بخواهیم بآن معنی واژه‌ی فارسی داریم باید بگوییم : « همزاد» ، (دو همزاد ، سه همزاد). این دو برادر همزادند.

« همزاد» را اكنون در یك معنی افسانه‌ای بكار می‌برند. هر كسی از جنها همزادی دارد كه در پی آزار اوست. ولی این معنی باید فراموش شود و واژه در معنی راست خود بكار رود.

واژه‌ی « توأم» كه در كتابها بسیار بكار می‌رود بهمین معنیست ولی آن واژه عربیست.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

باید هر واژ‌ه‌ای را در جای خود بكار برد

ما در نوشته‌های خود واژه‌های دانستن و پنداشتن و انگاشتن و مانند اینها را بكار می‌بریم. ولی برای آنكه معنی هر كدام نیك روشن باشد و مرز هر یكی شناخته گردد اینك باین نوشته می‌پردازیم.

باید دانست دریافت آدمی از بودن و نبودن چیزی یا داستانی بچند گونه تواند بود كه اینك در پایین یكایك می‌زندیم :



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 13 مهر 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

دفترهای ماهانه‌ی 1324

 

پس از بازداشتن « روزنامه‌ی پرچم» در سال 1323 شادروان كسروی بچاپ یكرشته از كتابهای خود پرداخت و سپس در سال 1324 دفترهای ماهانه‌ای بنیاد گزاشت كه در هر ماه دفتری بنام همان ماه پراكنده می‌شد. این دفترهای ماهانه از نام فروردین آغاز می‌شود و بنام بهمن و اسفند پایان می‌یابد جالب اینست كه آغاز آن با تیراندازی بسوی او (در هشتم اردیبهشت 1324) است و پایان آن با كشته شدن وی (در بیستم اسفند) همانسال. در این دفترهای ماهانه درباره‌ی زبان گفتارهای كمی هست كه آنها را نیز می‌آوریم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پرسش :

واژه‌ی « اند» به چه معنی است؟

ف ـ ك

پاسخ :

« اند » بمعنی « مقدار» است. واژه‌ی « چند» كه اكنون بكار می‌بریم « چه اند» است كه بمعنی « چه مقدار» باشد. « اندك» كه می‌گوییم آن نیز از آن كلمه است و بمعنی « مقدار كم» می‌باشد.

این یكی از واژه‌هاییست كه نیازمند آنها می‌باشیم. باید این را بكار برد و شناخته گردانید. نتیجه‌ی شناخته نبودن این واژه است كه ناچار شده واژه‌های مقدار و مبلغ و مانند اینها را كه عربیست بكار می‌برند. گاهی نیز واژه‌ی چنـد را كه بـرای پرسیدن است بغلط آورده می‌گـویند : « چنـد روزی در فلانجا ماندم» كه باید بگوینـد : « اند روزی ... ».[1]



[1] پرچم هفتگی شماره‌ی 1 : 3



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 مهر 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

خط نوین

یكی از آكهای (عیبهای) زبان ایرانی الفبای آنست (گفتار گامهایی در راه الفبا خواهیم برداشت دیده شود). برای همین ما برآن شدیم تا با تغییرهایی در الفبای لاتین الفبایی بهتر برای زبان فارسی پدید آوریم. این الفبا (كه برگرفته از ویرایش تازه‌ای از واژه‌نامه‌ی زبان پاك است) را در پایین می‌آوریم و سپس گفتار « پایندگی یك توده بیش از همه در سایه‌ی نكوخوییست» را با این الفبا و سپس با الفبای امروزی در پی آن می‌آوریم. و از خوانندگان درخواهیم تا دیدگاههای خود را درباره‌ی این خط بنویسند :

چون فایل به هنگام نشر در میهن بلاگ (بخاطر پشتیبانی نكردن از برخی فونتها) بهمریختگی دارد نسخه‌ی پی‌دی‌اف آنرا برای دانلود گزاردم.

یا پی‌دی‌اف گفتار را  دانلود كنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 8 مهر 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

در پیرامون زبان

1- در فارسی (در زبان پاك نیز) جدایی میان جمله‌های پرسشی با دیگر جمله‌ها نیست. مثلاً جمله‌ی « او باهواز می‌آید؟» اگر در آن نشانه‌ی پرسش (؟) را بكار نبریم دانسته نخواهد بود كه پرسش است یا جز از آن. این خود مایه‌ی دشواری و نابسامانی زبانست از اینرو پیشنهاد می‌كنم واژه‌ی « آیا» را كه گاهی در آغاز جمله‌های پرسشی بكار می‌رود همگانی و همیشگی گردانیـم. « آیا مرا می‌شناسید؟» ، « آیا این كتاب را خوانده‌ای؟». هرآینه در جمله‌هایی كه با « كجا» ، « چند» ، «كی» و مانند اینها (كه خود نشانه‌ی پرسش هستند) می‌آغازند به «آیا» نیاز نخواهد بود مگر در جاییكه این واژه‌ها در میان جمله باشد كه باز به « آیا» نیاز خواهد بود : « آیا می‌دانیـد كجا رفت؟» ، « آیا می‌دانیـد چنـد ساله است؟» و مانند اینها. رویهمرفتـه « آیا» ماننـد « Do» (در انگلیسی) خـواهد بود با این جدایی كه در انگلیسی اگر پرسش درباره‌ی گذشته است «Did» را كه گذشته‌ی آن واژه است می‌آورند «Did he go» ولی ما در هـر سان « آیا» را بـكار خواهیـم بـرد : « آیا رفت؟». نیـز «Do» در جایی كـه واژه‌های«Which ,When ,Who»  باشد بكار نرود مگر اینكه اینها در میان جمله باشند :

What is his name? , Do you know what his name is?



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 5 مهر 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

در سات 429 سال چهارم پیمان نوشته‌اید (ما امروز نمی‌دانیم جدایی میانه‌ی خورشید و آفتاب چه بوده.)

در اینجا جدایی میانه‌ی آن دو گزارده می‌گویند : خورشید بیرون آمد ، آفتاب به هر جا تابید.

شعر عامیانه‌ی (خورشید خانم افتو كن) هم این جدایی را می‌رساند. خورشید آن گرده‌ی نورانی و آفتاب نور خورشید است.

فردوس ـ نقوی پاكباز



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 مهر 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

دو هفته پیش در روزنامه‌ها در میان خبرهای تلگرافی دیده شد كه در لندن كه اكنون تیره‌های گوناگونی از یونانی و فرانسه‌ای و چك و نروژی و هلندی و دیگران گرد هستند گفتگویی رفته كه زبان انگلیسی زبان دوم (زبان بین الملل) باشد. ولی كمیسیونی كه برای این گفتگو برپا گردیده آن زبان را شاینده‌ی این كار ندانسته. چون برخی كسان معنی این خبر را نیك نفهمیده در شگفت می‌باشند كه چگونه انگلیسی كه از توانگرترین زبانها می‌باشد و امروز كمتر زبانی باندازه‌ی آن در جهان پراكنده است شاینده نیست كه زبان دوم (زبان بین الملل) باشد و در این باره از ما پرسشهایی كرده‌اند اینست در اینجا در آن باره بگفتگو می‌پردازیم :



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 30 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

در پیرامون زبان

بارها كسانی می‌پرسند : شما چرا بجای « پرنده» و « خزنده» و « درنده» ، « پرا» و « خزا» و « درا» می‌نویسید یا بجای « خواهان» ، « خواها» می‌گویید؟..

می‌گوییم : ما بارها نوشته‌ایم كه در فارسی « نام كننده» بسه گونه است :

1- شنونده ، زننده ، كشنده ، رونده ، آینده ، شاینده ، و مانند اینها.

2- شنوا ، گویا ، روا ، سزا ، جویا و مانند اینها.

3- روان ، خندان ، شتابان ، گریان ، و مانند اینها.

اینها هر یكـی معنای دیگـری دارد. گونه‌ی یكـم برای كسیست كه كاری را یك بار كنـد. مثلاً كسی را كشته‌اند. می‌پرسیم : كشنده كیست؟.. گونه‌ی دوم برای كسیست كه كاری را بسیار كند و یا توانای آن باشد. مثلاً می‌گوییم گوش شنوا ، زبان گویا. گونه‌ی سوم برای كسیست كه كاری را در هنگام كار دیگری كند. مثلاً می‌گوییم : گریان آمد ، خندان رفت.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

درباره‌ی زبان

آیا فارسی زبان همگان تواند بود؟..

كتاب « زبان پاك» كه بچاپ رسیده و پراكنده شده نامه‌هایی در پیرامون آن رسیده كه باشد كه برخی را در شماره‌های آینده بگفتگو گزاریم. روزنامه را كه آغاز كرده‌ایم یكی از چیزهایی كه دنبال خواهیم كرد همین زمینه‌ی زبانست. در این زمینه گفتنی بسیار است و اینك در اینجا بیكی از آنها می‌پردازیم :



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

گفتارهای زبان در پرچم هفتگی

 

پس از جلوگیری از چاپ پرچم نیمه ماهه تا آغاز سال 1323 نامه‌ای پراكنده نشد و چون بازداشت پرچم در نیمه‌ی دوم اسفند 1322 پایان یافت پرچم هفتگی از 27 اسفند آغاز گردید و تا پنجم اردیبهشت 1323 پراكنده شد كه روی هم هفت شماره و هر شماره در 12 صفحه بود.

در این پرچم هفتگی چند گفتار درباره‌ی زبان هست كه آنها را در اینجا می‌آوریم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

پرسش :

شما « غدغن» را بمعنی تأكید نوشته‌اید. پس « ممنوع» را در فارسی چه باید گفت؟.. آیا كلمه‌ی ویژه‌ای ندارد.

اهواز - محمدعلی جزایری

پاسخ :

« غدغن» در فارسی بمعنی تأكید بوده ما نیز در آن معنی بكار می‌بریم. اما « منهی» (نه ممنوع) در فارسی كلمه نمی‌دارد ، و چون « نهی» یك معناییست كه بآن نیازمندیم و باید جداشده‌ها از آن بیاوریم اینست می‌باید در اندیشه‌ی داشتن كلمه برای آن باشیم. اگر كسانی در فرهنگها كلمه‌ای باین معنی سراغ دارند برای ما بنویسند وگرنه باید خود كلمه‌ای بگزاریم.[1]



[1] پرچم نیمه ماهه : صفحه‌ی 9



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 16 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

آقای كسروی :

در شماره‌ی ششم مجله‌ی پرچم صفحه‌ی آخر سطر دهم كلمه‌ی تسخیری را بمعنی كار بی‌مزد بكار برده بودید چون شما تا می‌توانید واژه‌های پارسی را بجای واژه‌های عربی بكار می‌برید ، از این جهت واژه‌ی بیگاری را بجای تسخیری و بیگار را بجای مسخر پیشنهاد می‌كنم. مثلاً باید گفت وكالت بیگاری و وكیل بیگار. برهان قاطع هم بیگاری را بهمین معنی دانسته است در خراسان این مثل مشهور است كه بیگاری به از بیگاری است یعنی كار اگرچه بی‌مزد باشد به از بیكاری است در خراسان ده‌نشینان باید كارهایی بی‌مزد برای صاحب ده انجام دهند از قبیل آوردن بوته از بیابان برای سوخت مالك. نام این گونه كارها را بیگاری می‌گویند و نیز در خراسان بای دادن بمعنی باختن و مفت از دست دادن است.

ایران خراسانی



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

آقای رضای فرزانه از شهركرد می‌نویسد : « در بیشتر جاها كلمه‌ی « كناس» را بمعنی خسیس بكار می‌برند آیا می‌توان آنرا در نوشته‌ها بكار برد؟!.»

می‌گوییم : در آذربایجان نیز « كنس» كه گونه‌ی دیگری واژه است در همان معنی بكار می‌رود. پس می‌توان گفت كه یك واژه‌ی شناخته‌ی فارسیست و در نوشته‌ها نیز توان بكار برد. ما خود آنرا پذیرفته پس از این بكار خواهیم برد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

آقای پرویز داریوش می‌نویسد :

1- در شماره‌ی اخیر پرچم قسمت زندگانی من زیر عنوان « چند سخنی از پدرم» صفحه‌ی 340 سطر 15 نوشته شده است : « بیش از همه طلبه‌های مدرسه‌ها .... الخ» و حال آنكه طلبه بر وزن فعله در زبان عرب خود جمع است و بمعنی طالبان ، و در فارسی كنونی خصوصاً بمعنی طالبان علم است و جمع بستن ثانوی آن به « ها» دور از صحت است.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 8 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

-2-

گلستان ، بوستان ، گلشن ، گلزار

شعرا و نویسندگان گذشته و اكنون این چهار كلمه را بیك معنی بكار برده‌اند و می‌برند ولی بیگمان یك جدایی میانه‌ی اینها بوده است و من اینطور می‌اندیشم كه گلستان جایی را كه بوته‌های گل در آن نشانیده باشند می‌گفته‌اند همچون سروستان كه جایی را كه سرو نشانیده باشند می‌باشد و بوستان در اصل بوزستان بوده و منظور از آن محل كاشتن خیار و یا مانند آن می‌باشد همچنانكه تا كنون در برخی از نقاط اصفهان جای فالیزكاری را بوستان یا بستان می‌گویند و اگر این عقیده درست باشد بوستان كه در كتابها بجای گلستان بكار برده‌اند غلط می‌باشد و گلشن هم گمان می‌كنم در اصل گل نشان بوده است. چنانكه در این حدود بباغهایی كه تازه درختكاری كرده‌اند (باغ نوشان) می‌گویند كه همان باغ نشان می‌باشد و اما گلزار گمان می‌كنم بجایی می‌توان گفت كه گل بخودی خود بروید یا گیاههایی در آنجا زیاد باشد ، كه در اینحال دیگر كشتزار هم درست نخواهد بود و باید كشتستان گفت. در هر حال یك جدایی باید میان این كلمه‌ها باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

چون یكی از خواستهای شما پیراستن زبان پارسی از نابسامانیهای كنونی است من با اینكه در این زمینه سرمایه‌ای كه بایاست ندارم می‌خواهم چیزهایی كه دریافت كرده و می‌كنم بنویسم تا اگر در میان آنها چیز درستی باشد پذیرفته گردد و اینست كه در اینجا در زمینه‌ی غمگین غمناك غمین دریافتهای خود را می‌نویسم :



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 30 مرداد 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

ـ3ـ

بیگمان در پارسی « ی» نشناخته[= نكره] باید بنام پیوندد مانند اسبی خریدم.

گفتگو اینجاست كه اگر نام زاب[= صفت ، زابیدن = موصوف بودن] داشته باشد « ی» بنام پیوندد یا به زاب؟. باید گفت اسبی سفید خریدم یا اسب سفیدی خریدم؟.

پیشینیان « ی» را بنام می‌پیوسته‌اند مانند فریدون مردی خردمند بود ولی پسینیان « ی» را به زاب می‌پیوندند مانند فریدون مرد خردمندی بود. 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 25 مرداد 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

-2-

در پارسی نشانه‌ی ناشناخته (نكره) « ی» است كه بنام‌واژه پیوندد مانند « اسبی خریدم» و نشانه‌ی شناخته (معرفه) « آن» است كه پیش از نام آید مانند « پای آن اسب لنگ بود».

در پارسی امروزی نشانه‌ی دیگری برای شناخته بكار می‌رود و آن « ه» است كه بنام پیوندد مانند « پای اسبه لنگ بود» ولی این نشانه تنها در گفتن بكار می‌رود.

یكی از دستورنویسان پنداشته است كه « را» نشانه‌ی شناخته است مانند « اسب را فروختم» این درست نیست زیرا « را» گاهی حرف اضافه است مانند پادشاهی را حكایت كنند یعنی از پادشاهی حكایت كنند.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 20 مرداد 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

در پارسی صفت را « زاب» و موصوف را « زابنده» می‌توان گفت و می‌توان كنش لازم آن را زابیدن و كنش متعدی را با زابانیدن و زاباندن آورد (بپیروی از بوعلی در دانشنامه كنش را در فعل بكار برده‌ام ولی می‌توان بجای كنش كارواژه گفت).

در پارسی میان زاب و زابنده (صفت و موصوف) چیزی نمی‌گنجد با یك زیر زاب به زابنده می‌پیوندد مانند شاخ دراز. همچنین در پارسی میان مضاف‌الیه و مضاف چیزی نمی‌گنجد با یك مضاف‌الیه بمضاف می‌پیوندد مانند شاخ گاو.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 15 مرداد 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

در فردوس نانی كه از شیر درست می‌كنند می‌گویند : « شیرمال» است یعنی با شیر مالش داده شده. آیا می‌توان « شیرین» را در معنی معروف خود بكار برد و برای چیزهایی كه با شیر ساخته می‌شود « شیرمال» را اختیار كرد یا نه؟

فردوس پاكباز

پرچم : به « شیرمال» در همان معنای خودش نیازمندیم. زیرا چیزی كه با شیر بسازند جز از چیزیست كه از شیر بسازند. این دو معنی جداست و ما نیز بدو نام نیاز خواهیم داشت. پس باید « شیرین» را در معنی راست خود (ساخته شده از شیر) بكار بریم و « شلپ» را بجای آن بمعنی « آخشیج تلخ» بیاوریم.[1]



[1] پرچم نیمه ماهه : صفحه‌ی 370





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...