تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - پیشوند و پسوند ـ 2 ـ
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

[ در ]

یكی دیگر از پیشوندهای زبان فارسی « در» است. چنانكه درباره‌ی « بر» گفتیم این نیز بچندین گونه می‌آید :

1ـ نام ( اسم ) : در را باز كرد. از در دوستی درآمد. از این در و آن در گفتگو كرد. همان معنی است كه در عربی از كلمه‌ی « باب» خواسته می‌شود و چنانكه باب در عربی بمعنیهای گوناگون آورده می‌شود از جمله در كتابها هر بخشی را یك باب می‌نامند این كلمه در فارسی نیز بهمه‌ی آن معنیها بكار می‌رود. از جمله در كتابها به همان معنی باب عربی می‌آید. چنانكه ما در كتابهای پهلوی آن را می‌بینیم و شاید عرب در این باره پیروی از فارسی كرده است.

2 ـ بند ( حرف جر ) : شمشیر در دست خود داشت. در خانه نشست و بیرون نیامد. باینمعنی نخست « اندر» بوده و تا سه چهار قرن از آغاز اسلام آن بكار می‌رفته است :

« هر زمینی كه اندر میان دریا بود از روی آب برتر یا هر كوهی اندر میان دریا بود آن را جزیره خوانند» ( كتاب حدود العالم )

گردیزی هنوز در نیمه‌ی قرن پنجم آنرا بكار می‌برد :

« و اندرین وقت مرگ ستور افتاد به ری ...  پس مردمان اندر میان شدند و صلح كردند...» ( زین الاخبار )

لیكن در جای دیگر هم گفته‌ایم كه گردیزی در این نگارشها شیوه‌ی زمانهای پیشتر را بكار برده. در قرن پنجم اندر كم شده بجای آن در بكار می‌رفته چنانكه بیهقی و ناصر خسرو و دیگران همه « در» را آورده‌اند.

باری « در» در این معنی بجای « فی» عربی بكار می‌رود و بمعناهای گوناگون آن می‌آید.

3 ـ پیشوند ــ از در درآمد. از دستش در رفت. با او درافتاد. باید دانست در فارسی چنانكه كلمه‌‌ی اندر بوده كلمه‌ی بدر نیز بوده و هست كه آخشیج آن می‌باشد. اندر بمعنی درون و بدر بمعنی بیرون است. چنانكه اندر سبك گردیده و در شده بدر نیز سبك گردیده و در می‌شود. از اینجا در بدو معنای آخشیج هم می‌آید : از در درآمد و بنشست ( درون آمد ). از خانه درآمد و راه افتاد ( بدر آمد ) از این شگفتیهای زبان فارسی است ولی همیشه بیاری پس و پیش جمله فهمیده می‌شود كه كدام معنی خواسته شده.

دو كلمه‌ی درآمد و دررفت كه در فارسی بمعنی دخل و خرج است در آن یكی در بمعنی درون و در این یكی بمعنای بدر می‌باشد و معنی هر یكی روشن فهمیده می‌شود.

باری چنانكه درباره‌ی بر نوشته‌ایم این پیشوند نیز گاهی از آن خود كار است و در این هنگام معنی اندر یا بدر رساند : درآمد ، دررفت ،‌ درآورد ‌، درچید و مانند اینها.

گاهی نیز از آن كلمه‌ی دیگر است كه جمله را بهم زده آن را بر سر كار می‌آوریم و در اینجاها معنی بند ( حرف جر ) را دارد : با دشمن درآویخت ( در دشمن آویخت ) با هم درافتادند ( درهم افتادند ) بانگ در زد ( بانگ در ایشان زد ) صلا در داد ( صلا در ایشان داد ) و مانند اینها.

گاهی نیز این پیشوند از بهر دیگرگونی معنی كلمه می‌باشد و این چیز باریكیست كه باید باندیشه دریافت و ما اینك مثالهایی از بهر آن یاد می‌كنیم :

دریافت : یافتن بمعنی پیدا كردن و دریافتن بمعنی دانستن و فهمیدنست.

درماند :  ماندن بمعنی درنگ كردن و درماندن بمعنی نتوانستن است.

درگرفت : گرفتن را می‌شناسیم ولی درگرفتن بمعنی آغاز كردن و كارگر افتادن است می‌گویند : جنگ درگرفت. پند من درنگرفت.

از این گونه است میوه در رسیده ، دختر در رسیده ، جنگ در پیوسته. رویهمرفته در جایی كه كاری را از حال ( تعدی ) بیرون می‌آورند در به او می‌پیوندد. مثلاً رسیدن متعدیست و باید گفت نامه بفلانكس رسید. ولی در رسید متعدی نیست. همین است حال دیگر مثالها.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 10:05 ق.ظ
Hi there very cool website!! Man .. Beautiful .. Amazing ..
I will bookmark your web site and take the feeds additionally?
I'm glad to search out so many helpful information right here in the put
up, we want develop more techniques in this regard, thanks for sharing.
. . . . .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر