تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - پیشوند و پسوند ـ 3 ـ
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان
یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

دش  -  دژ

دش یا دژ در فارسی شناخته بوده و بمعنی بد یا ناسزاوار یا نزدیك باین معنیها بكار می‌رفته. ولی كنون را از كار افتاده كه كسی معنای آن را نمی‌شناسد و بكارش نمی‌برد مگر در یكرشته كلمه‌هایی كه از دیر زمان بازمانده و در اینها نیز مردم معنای رویهمرفته را می‌فهمند و از بهر دش یا دژ به تنهایی معنی نمی‌شناسند.

كلمه‌هایی كه از پیشین زمان بازمانده است : دشنام و دشوار و دشمن و دژآگاه و دژخیم و دژآگاه و دژآهنگ و دشچشم و مانند اینهاست كه در فرهنگها دیده می‌شود.

دشنام معنایش روشن است نام بد یا ناسزاواری را گویند كه كسی بروی دیگری گزارد.

دشوار نخست « دشخوار» بوده خوار بمعنای آسان و دشخوار  آخشیج آنست و در اینجا دش بمعنی آخشیج آمده و این معنی از آن در جای دیگری دیده نمی‌شود.

دشمن بمعنی بداندیش و بدخواه است زیرا « من» یا « منش» ( در پهلوی مینشن ) از ریشه‌ی « مینیتن» می‌آید كه در پهلوی بمعنی اندیشیدن و دریافتن و مانند این بوده. می‌توان گفت منش به همان معنی است كه امروز عامیانه آن را وجدان می‌خوانند[1] به هرحال دشمن بمعنی بدخواه و بداندیش است و در برابر آن كلمه‌ی بهمن می‌آید كه بمعنی نیكخواه و نیك اندیش و یا بعبارت بهتر بمعنی « نیك دل» است اگر چه امروز آن را در این معنیها بكار نمی‌برند و تنها نام این و آن می‌گزارند.

این نكته اگرچه از زمینه‌ی گفتگو بیرونست چون سودمند است باز كرده می‌شود : اردشیر دوم پادشاه هخامنشی را ویهمن یا بهمن نامیدندی و یونانیان آن را بزبان خود ترجمه و « ممنون» خوانده‌اند. سپس كسانی از تاریخنگاران زمان ما چنین پنداشته‌اند كه آن نامی بوده كه خود یونانیان بآن پادشاه داده بودند و اینست آن را دوباره بفارسی ترجمه و چنین گفته‌اند یونانیان اردشیر را « پرحافظه» خواندندی كه در این كار گذشته از آنكه در ترجمه‌ی كلمه‌ی یونانی بفارسی لغزش رخ می‌دهد ( یا شاید در ترجمه‌ی ویهمن به یونانی لغزش رخ داده بوده ) این لغزش هم در كار است كه یونانیان این نام را از پیش خود بآن پادشاه نداده بودند و جز ترجمه‌ی نام ویهمن نبوده گذشته از اینكه پرحافظه بودن چیزی نیست كه بپادشاهی نام داده شود.

دژآگاه بمعنی بدآگاه است ولی چنین پیداست دش یا دژ گذشته از معنای بدی یا ناسزاواری معنی درشتی و تندی و ناتراشیدگی را نیز می‌فهماند و اینست دژآگاه در جایی بكار می‌رود كه مقصود تندی و ناتراشیدگی باشد و در اینجاست كه جدایی میانه‌ی دش و بد فهمیده می‌شود.

در ویس و رامین می‌گوید :

اگر عاشق شود شیر دژآگاه                                       بعشق اندر شود هم طبع روباه

دژخیم بمعنی بدخوی و سنگدل است و از آن هم معنای درشتی و ناتراشیدگی پدید می‌آید و اینست كسانی را كه در دستگاه پادشاهان خودكامه سر می‌بریدند یا باینگونه كارها می‌پرداختند دژخیم می‌گفتند و پیداست كه تنها معنای بدخویی خواسته نمی‌شود.

دژكام و دژآهنگ هر دو بمعنی بدخواه است ولی از اینها نیز معنی درشتی و بی‌پروایی بر می‌آید. در ویس و رامین گفته :

مكن دژكامگی با آن جوانمرد

دشچشم را در پهلوی بكار برده‌اند در اندرزهای آذرباد ماروسپندان می‌گوید : « دش چشم مرد بیاری مگیر» ولی دانسته نیست چه معنایی از آن می‌خواهد.

همچنین در پهلوی كلمه‌ی « دش خوتایی» ( دژخدایی ) را نیز بكار می‌برد و فرمانروایی اسكندر رومی را در ایران با این نام می‌خواند و شاید مقصود نابجایی و ناروایی فرمانروایی اوست. كوتاه سخن آنكه پیشوند دش یا دژ در فارسی بوده و امروز می‌توان آن را دوباره رواج داد ولی معنایی كه باید از آن خواست نه تنها بدی و ناسزاواری خواهد بود چه باین معنیها چندان نیازی نداریم و كلمه‌ها برای آنها در دست داریم. پس باید همان معنای درشتی و ناتراشیدگی و بی‌پروایی را از آن خواهیم چنانكه ما كلمه‌ی دژآگاه را در همین معنیها بكار می‌بریم و همچنین دژآهنگ و دژكام و مانند آن را.

هم باید دانست دژ گذشته از خود فارسی در ارمنی بكار می‌رود و در آنجا بسیار فراوانتر از اینجاست از جمله در آن زبان كلمه‌ی دژبخت ( بدبخت ) می‌آید كه در فارسی دیده نشده است[2].



[1] وجدان از كلمه‌هاییست كه از آغاز مشروطه و آن زمانها شناخته گردیده ( در خود عربی بجای آن كلمه‌ی ضمیر بكار می‌برند ) و مقصود از آن داوریست كه آدمی در دل خود درباره‌ی كارهای خود می‌كند و از كارهای بد پیشمان گردیده از كارهای نیك شادمان می‌شود. ما گفته‌ایم كه این از نشانه‌های روانست به هرحال گویا در فارسی آن را منش می‌نامیده‌اند و چون نام دیگری تا كنون شناخته نشده بهتر است آن كلمه را در این معنی شناخته گردانیم.

[2] پیمان سال 4 : 357 - 359





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 30 بهمن 1396 01:14 ق.ظ
سلام به هر بدن، این اولین بار من یک بازدید سریع از این وب سایت هستم؛ این وب
سایت متشکل از عالی و حقیقی خوب است
چیزهایی که برای خوانندگان طراحی شده است.
پنجشنبه 16 آذر 1396 11:39 ب.ظ
you are in reality a just right webmaster. The web site loading pace is amazing.
It sort of feels that you're doing any distinctive trick.
Also, The contents are masterpiece. you have performed a excellent job in this subject!
چهارشنبه 3 خرداد 1396 07:46 ب.ظ
I every time emailed this webpage post page to all my
contacts, because if like to read it after that my
contacts will too.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر