تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - معنیهای پنداری
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

در این هنگام كه می‌خواهیم فارسی را بپیراییم این را هم باید دانست كه یك رشته معناهای پنداری در میانست كه ما نیاز نداریم آنها را نگاهداریم و در برابر هر كدام نام فارسی بگزاریم.

كسانی در شگفت خواهند بود كه ما می‌گوییم معنیهایی پنداریست. ولی شگفتی ندارد. پندار میدانش پهناورتر از اینست. شاید كسی بیمار نباشد و بپندار خود را بیمار داند و شاید درد را هم دریابد.

هرچه خرد سست‌تر پندار نیرومندتر می‌شود. چه بسا یك گروهی گرفتاریهای بزرگی از این راه پیدا كنند.

كنار نرویم. معناهای پنداری در زبان امروزی فراوانست و اینها بر دو گونه است : یكی آنكه پاك بیپایه است. دیگری آنكه پایه‌ای برای خود دارد. ولی مردم آن را كنار نهاده نامش را در یك معنای دیگری كه از پندار خود پدید آورده‌اند بكار می‌برند.

خوانندگان پیمان فراموش نكرده‌اند كه در پیرامون كلمه‌ی ( تمدن )[1] چه گفتگوهایی شد. این كلمه یك معنای ساده‌ای برای خود دارد. ولی كسانی آن را كنار نهاده ما نمی‌دانیم كلمه را در چه معنایی بكار می‌بردند كه آنهمه تكرار می‌نمودند.

هر روزنامه را كه باز می‌كردی هر كتاب را كه بدست می‌گرفتی در چند جا كلمه‌ی تمدن تكرار می‌شد. با اینهمه زمانیكه پرسیدیم : « تمدن چیست ؟» كسی پاسخ نداد و كنون دیگر كسی آن را بكار نمی‌برد و این نیست مگر اینكه معنای درستی نداشت.

در آغاز مشروطه كه شورش بپایان رسیده نوبت بروزنامه نویسان رسید اینان یكرشته از اینگونه معناهای پنداری را رواج دادند. زیرا معناها را از زبانهای اروپایی می‌گرفتند و كلمه‌ای از عربی یا فارسی از پیش خود در برابر آن پدید می‌آوردند و در روزنامه‌ها می‌نگاشتند و مردم چون بمعنای راستین آن آشنا نبودند در اندیشه‌ی خود یك معنای پنداری درست می‌نمودند. چه بسا هركس چیز دیگری در دل می‌گرفت. این نادانی چندان رواج داشت كه به گفتن نیاید و چندان زیانها رسانید كه ستودن نمی‌توانیم. بازمانده‌ی خردها پایمال آن نادانیها شد.

***

فراموش نمی‌كنم پانزده[2] سال پیش كه بتهران آمدم و با كسانی آشنا شدم در خیابان و هر كجا كه بیكی از آشنایان برمی‌خوردم و او همراهی با خود داشت و می‌خواست آن همراهش را بشناساند چنین می‌‌گفت : « آقا میرزا فلان یكی از جوانان بسیار حساس ایرانست ....» در شگفت بودم كه این كلمه آن رواج را از كجا یافته؟..  بیگمان خود گویندگان معنای درستی برای آن در دل نداشتند. « حس» در عربی معنایی دارد ولی اینان آن را نمی‌خواستند و یك چیزی می‌گفتند كه جز در پندار خودشان هستی نداشت و ما اگر ببازپرس برمی‌خاستیم ناگزیر آن معنی از میان رفته همان می‌شد كه ما از كلمه‌ی غیرتمند می‌فهمیم.

در چندی پیش یكی از من می‌پرسید : برای انصاف در فارسی چه نام هست؟ گفتم : شما بگویید انصاف چیست و آن را درست روشن كنید تا من نامش را در فارسی پیدا كنم و چون درماند و پاسخی نتوانست گفتم : انصاف معنای جداگانه‌ای نیست. همانست كه ما از كلمه‌ی « دادگری» یا « عدل» می‌خواهیم. انصاف در عربی بمعنی دو نیم كردن است ولی سپس معنای دادگری پیدا نموده چگونگی اینست كه مردی با انباز یا با برادر خود خواسته یا كالایی كه در میان داشته دادگرانه دو نیم كرده. از آنجا « دو نیم كردن» بمعنای دادگری آمده ولی چون كلمه عربی است و مردم در ایران پی بریشه و معنای نخستین آن نبرده‌اند چون شنیده‌اند در دلهای خود یك معنای پنداری دیگری برایش پدید آورده‌اند. به هرحال ما امروز نیاز نداریم در فارسی نام جدایی در برابر آن داشته باشیم. كلمه‌های دادگری و مردمی و پاكدلی آن را می‌رساند.

 یكی دیگر از اینگونه كلمه‌ها « ذوق» است. در گفتگو با كسانی همینكه برای سخن خود دلیل ندارند دست بدامن ذوق می‌زنند ولی اگر برگردی بپرسی ذوق چیست درمی‌مانند. در اینجا هم چگونگی اینست كه ذوق در عربی بمعنی چشیدن است. بدانسان كه ما چیزهایی را با چشیدن می‌دانیم شیرین یا تلخ یا شور است كسانی خواسته‌اند چنین بگویند كه در آنها نیرویی هست كه نیك و بد را بی‌آنكه بدلیل نیاز باشد در می‌یابند. ولی این خود لاف و پندار است. بهمین دلیل كه دیده می‌شود در یك چیز این می‌گوید نیكست و آن می‌گوید بد. اگر راستی را چنان نیرویی در آدمی بود بایستی در همه باشد و بایستی دو تیرگی پیدا نشود.

در این داستان زبان كسانی كلمه‌های درست را بدستاویز « ذوق» نمی‌پذیرند و كسانی كلمه‌های نادرست را می‌پذیرند. پس ذوق جز پندار نیست.

من انكار ندارم كه كسی كه در یك رشته‌ای رنج برد در آن زمینه سررشته‌ای بدست او بیاید كه دیگران ندارند و چه بسا چیزی را بی‌آنكه بجستجو نیاز پیدا كند دریابد. ولی این جز از آن معنای پنداریست كه برای « ذوق» دارند و بهتر است این را همان « سررشته» بنامیم بدانسان كه در زبان توده نامیده می‌شود.

یكی از زیانهای درآمیختگی زبان فارسی با كلمه‌های بیگانه همین است كه معنیهای پنداری پدید می‌آورند. كسانی این را از نیكیها می‌شمارند كه زبان دسترس بكلمه‌های بیگانه داشته و توانگر گردد. ولی باید گفت بسیار پرت‌اند. در زبان كلمه‌ها باید جا و اندازه‌ی خود را داشته باشد. روشنتر بگویم هر كلمه باید چنان باشد كه معنایش روشن و جایش دانسته شود. این بتازگی رخ داده كه زن جوانی به كفشدوز می‌گفت : « كفش سستان می‌خواهم» كفشدور می‌پنداشت راستی را « سستان» كلمه‌ی درستی است و او هم بنوبت خود در دل معنایی برای آن از راه پندار درست می‌كرد من كه در آنجا ایستاده و می‌خواستم كفش بخرم خواستم درست معنای آن را بدانم جستجو كرده و بیك چیز بس شگفتی برخوردم. بیچاره زن ساده پیاپی شنیده : « سیستم جدید» چون معنای آن را نمی‌شناخته در دل خود یك معنای دیگری برای آن پدید آورده و چنین دانسته هرچیز خوب را باید باین نام خواند.

اگرچه این از راه بیسوادی او بوده ولی پراكندگی كلمه‌های بیگانه این زیان را همیشه دارد و چنانكه گفتیم باسوادان نیز از آن راه بلغزش می‌افتند.

از روز نخست كه ما پیراستن زبان فارسی را یكی از كوششهای خود گرفتیم گذشته از پیراستگی زبان این نتیجه را هم امید داشتیم كه از این راه بر درستی فهمها نیز كمكی كرده شود و از آن روز این را در دل داشتیم كه روزی این زمینه را هم پیش آوریم. از یكسو سرحد زبان شكسته و از چهار سو راه بروی كلمه‌های بیگانه باز شده از سوی دیگر یاوه بافانی آن را بازیچه‌ی هوس گرفته نه تنها دسته دسته كلمه‌های فارسی را از كار انداخته‌اند بلكه سامان معنیها را بهم زده‌اند. این نكته بسیار باریك و بسیار دامنه‌دار است كه باید آن را در جای دیگری بسیار روشنتر و درازتر بنگاریم ولی در اینجا چون پایش افتاده چند سطری درباره‌اش می‌نویسم.

ببینید : این جمله از یكی از روزنامه‌های زمان مظفرالدینشاه آورده می‌شود : « در پیشرفت و ترقی و نجات و حیات ملت و حفظ نوع و جنس عصبیت و حمیت و غیرت و همت و قدردانی و جانفشانی و شور و شوق و عشق و ذوق دیگر دارند ...» نویسنده‌ی این جمله‌ها را یكی از استادان می‌شمردند ولی درست بیاندیشید كه این جمله‌ها تا چه اندازه پست است. اگر خود آن مرد زنده می‌بود و ما می‌پرسیدیم چه تفاوت میانه‌ی « پیشرفت» و « ترقی» و « نوع» و « جنس» و « عصبیت» و « حمیت» و « غیرت» است كه آنها را پشت سرهم انداخته‌ای؟! یا چه معنایی در اینجا از كلمه‌های عشق و ذوق می‌خواهی؟! یا همت را به چه معنا می‌گیری؟!..  در برابر این پرسشها درمی‌ماند. زیرا در سایه‌ی فراوانی كلمه‌ها و رواج بازار سخن بازی معنیها تاریك شده و یكرشته چیزهای پنداری در دلها پدید آمده و سامان از میان آنها برخاسته بوده!.. بدبخت جز سخنبافی هنری نداشته و در دلش جز یكرشته چیزهای تاریك و بهم درآمیخته پدیدار نبوده.

این را كسان بسیاری گرفتارند كه كلمه‌هایی را بر زبان می‌رانند ولی در دل معنای روشنی برای آن ندارند و چنانكه گفته‌ایم این یكی از نتیجه‌های درآمیختگی زبان بوده كه اكنون باید چاره شود. و از اینجاست كه باید دانست پیراستن زبان هم كار هر كس نیست و در این راه باید گامهای خردمندانه برداشت.

ما از دیری این رشته را رها كرده دیگر نمی‌خواستیم چیزهایی بنگاری و چشم براه بودیم كه دیگران هم كارهایی بكنند ولی كنون می‌بینیم باید دوباره این زمینه را دنبال نموده راهنماییها بكنیم و یكرشته نكته‌های باریك را شرح دهیم و اینست از این شماره بآن پرداخته‌ایم. ما خرسندیم این جنبش پیشرفت نموده و امروز از هر گوشه چشمه‌ها باین راه باز شده و امیدواریم كم‌كم نتیجه‌های روشن پدید خواهد آمد[3].



[1] كسروی « تمدن» را « شهریگری» معنی كرده و درباره‌ی آن در بسیاری از نوشته‌های خود سخن رانده است. گ.آ.

[2] این گفتار در خرداد 1316 نوشته شده و اكنون چهل سال از آن می‌گذرد.

[3] پیمان سال چهارم : 44 - 48





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 13 مرداد 1396 10:08 ب.ظ
It's not my first time to pay a quick visit this web page,
i am visiting this web page dailly and get fastidious data from here every day.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:26 ق.ظ
We stumbled over here coming from a different website and thought
I might as well check things out. I like what I see so now i'm following you.
Look forward to looking over your web page repeatedly.
شنبه 19 فروردین 1396 01:26 ب.ظ
I have been surfing online more than 2 hours today, yet I never found
any interesting article like yours. It is pretty worth enough
for me. In my view, if all webmasters and bloggers made good content as you did, the internet will be much more useful than ever before.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر