تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - پرسشها و پاسخها درباره‌ی زبان از سال چهارم پیمان - بخش 3
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان

پرسش :

در كتابهای قدیم بعضی علماء مترداف را انكار كرده‌اند و از نوشته‌های شما هم آن عقیده مفهوم است پس در این صورت چه فرقی میانه‌ی آفتاب و خورشید و جهان و گیتی و كردن و نمودن می‌گزارید؟

تهران م.د

پاسخ :

ما نیز برآنیم كه در زبان دو كلمه‌ی هم معنی یا بگفته‌ی شما مترادف نتواند بودن و آن كلمه‌ها كه هم معنی می‌نماید اگر درست رسیدگی شود هر یكی معنای دیگری دارد مثلاً همان كردن و نمودن كه خودتان آورده‌اید و امروز در همه جا آن دو را بیك معنی می‌گیرند اگر درست رسیدگی كنیم هر یكی معنای دیگری دارد و زیرا نمودن بمعنی نشان دادن است و اینكه گاهی بجای كردن می‌آید باید در آنجا نیز معنای نمودن را نیز در بر داشته باشد. چنانكه (گفته می)[1]شود : فروتنی نمود ، مردانگی نمود ، خودداری نمود ، نیكی نمود ، دغلكاری نمود ، بزرگواری نمود ، بدرفتاری نمود و همچنین. ولی هرگاه كسی بگوید : آبیاری نمود ، جنگ نمود ، گریه نمود و مانند این از روی قاعده غلط بشمار است. اگرچه امروز همه آن را می‌كنند.

همه‌ی كلمه‌هایی كه هم معنی شمرده می‌شود از اینگونه است كه نخست جدا بوده‌اند و هر كدام معنای دیگری داشته ولی از آنجا كه گاهی با هم در یكجا گرد می‌آمده‌اند از اینجا از روی لغزش آنها را هم معنی می‌شمارند.

چیزی كه هست در بسیاری از آنها جدایی كه دانسته‌اند فراموش شده چنانكه ما امروز درست نمی‌دانیم جدایی میانه‌ی خورشید و آفتاب چه بوده.

درباره‌ی جهان و گیتی همین راه است كه جدایی نخستین آنها شناخته نیست. لیكن ما در نگارشهای خود همیشه این دو را از هم جدا می‌گیریم و گیتی را بزمین و ماه و آفتاب و ستاره‌ها و جانوران می‌گوییم و آدمیان و زندگی ایشان را بدیده نمی‌گیریم. لیكن در جهان این را نیز بچشم می‌گیریم. چنانكه درباره‌ی گمان و انگار و پندار همین رفتار را داریم و هر یكی در جای دیگری بكار می‌بریم (گمان = ظن ، پندار = خیال و انگار = فرض).

این شیوه‌ایست كه باید درباره‌ی همگی كلمه‌ها[ی] هم معنی دنبال نماییم و از بهر هر یكی جای دیگری پدید آوریم. آنهایی كه از خودش دارد دارد آنهایی كه ندارد ما درست كنیم.

پس نتیجه این شد كه مترداف در آغاز زبانها نبوده و نبایستی باشد. زیرا این بیهوده بود كه از بهر یك معنی دو كلمه پدید آورند. لیكن سپس معنیهای نزدیك بهم با یكدیگر درآمیخته و از اینجا هم معنایی پیدا شده. لیكن ما باید آنها را از هم جدا گردانیم و هر یكی را در جای دیگری بكار بریم.[2]

پرسش :

از كسی شنیدم پسوندهای تفضیلی بیشتر از سه بوده است بدین قرار : تر ، ترین ، است و این مثل را دلیل می‌آورد به بهتر بهترین ، بهست (بهست بعداً بهشت شده است) و مه مهتر مهست (مهست بعداً مهستی شده است) آیا این گفته اصلی دارد؟

اهواز  ستوان شیشه‌گر

پاسخ :

راست است « ست» در فارسی بوده چنانكه ما از آن كلمه‌های مهست و بهست و نخست و نزست را داریم :

مهست كه بسیار بكار رفته. بهست همانست كه « بهشت» گفته می‌شود. سین را در شمال شین می‌آوردند و چون زردشت از شمال برخاسته و بهشت از كلمه‌های اوست با شین بیشتر شناخته گردیده. نخست بمعنی پیشترین است نخو یا نخ یا نه بمعنی پیش بوده (چنانكه نها در شوشتری از همان ریشه است) نزست یا نزدست در كتابهای پهلوی بكار رفته از كلمه‌ی « نزد» و همانست كه در انگلیسی Next می‌شود.

ولی باید دانست « ست» بجای « ترین» امروزه بوده است و صفت را سه پایگاه بیشتر نبوده است. نه اینكه « ترین» یك پایگاه و « ست» پایگاه دیگری باشد.



[1] در اصل گفتار گویا دو كلمه گفته می‌شود در چاپ افتاده و ما در پرانتز افزودیم. گ.آ

[2] سال چهارم : 426 - 429





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 خرداد 1398 09:35 ب.ظ

I always spent my half an hour to read this weblog's content daily along with a mug of coffee.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:24 ب.ظ
Hello my loved one! I wish to say that this post is awesome,
great written and include almost all vital infos.
I would like to look more posts like this .
شنبه 19 فروردین 1396 02:27 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in reality was once a
enjoyment account it. Look advanced to more brought agreeable
from you! By the way, how can we keep up a correspondence?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر