تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - پیشوند و پسوند
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

در جای خود گفته‌ایم كه پیشوند و پسوند در فارسی جایگاه دیگری دارد و بسیاری از این كلمه‌ها با اینها پدید آید ولی باید معنی درست هر یكی را دانست و جز در آن معنی بكار نبرد و اینست ما معنی هر یكی را نیز در این فرهنگ بكوتاهی می‌نویسیم.

(معنی آنها بگشادی در شماره‌های سال چهارم آورده‌ایم).

دش دژ

این كلمه بمعنی بدی است كه با درشتی و ناتراشیدگی توأم باشد و ما در همه جا باین معنی بكار می‌بریم. بدینسان كه « دژخو» كسی را می‌گوییم كه گذشته از بدی خوی ناتراشیده و درشت نیز باشد. « دژآگاه» بكسی می‌گوییم كه گذشته از ناآگاهی بیابانی و نتراشیده نیز باشد و اینست آن را بجای كلمه‌ی وحشی بكار می‌بریم. بهمین سانست كلمه‌های دشنام و دژآهنگ و دژكام و دشمن و دژرفتار و مانند اینها و می‌توان در همه جا آن را بدین معنی آورد. و كلمه‌های نوینی درست كرد.[1]

پیشوند و پسوند

بر -  فرو

بر بمعنی بلندیست و ما در همه جا بهمین معنی بكار می‌بریم. مثلاً « برنشست» را زمانی می‌گوییم كه كسی بلند شود و بنشیند. بدینسان كه خوابیده راست شود و بنشیند. یا پیاده بلند شود و بر اسب نشیند. همینسانست : بر كشید ، برگرفت ، برگردید ، برافتاد ( بلند شد و افتاد ) برآهیخت ، برخاست ، برآورد ، بركند و مانند اینها. آخشیخ آن « فرو» است : فرو نشست ، فرو كشید ، فرو گرفت ، فرو گردید ، فرو افتاد ، فرو آهیخت ، فرو آورد.

در

این پیشوند زمانی آید كه كار ( فعل) آزاد باشد و در پس و پیش آن نامی ( اسم ) نباشد. مثلاً می‌گوییم : « از پی او رفت و چون در رسید گفت». اگر می‌گفتیم « باو در رسید» یا می‌گفتیم « در رسید باو» غلط می‌بود. « در رسید» جاییست كه « باو» نباشد. همین حالست در ، در گرفت و  درچید و درآورد و درآمد و دررفت و درنوشت و درپیچید و بسیار مانند اینها. ما نیز در همه جا باین معنی بكار می‌بریم.

باز

این پیشوند در جایی آید كه یك كار پی كار دیگری كرده شود و یا پی هم انجام گیرد و دامنه پیدا كند. مثلاً داده بود و بازستد و رفت و بازآمد و برداشت و بازنهاد. همچنین در بازآورد ، بازخواند ، بازداد ، بازگرفت ، بازیافت ، بازخرید ، بازگشت ، بازگفت.

بازگفت را بمعنی نقل كرد می‌آوریم و جهت آنست كه یك كار كه یكبار رو داده یكبار هم آنرا می‌گوییم كه تو گویی این كار دیگریست.

نیز كلمه‌های بازخواست و بازپرس و بازرس كه بكار می‌بریم همه از این راه است كه یك كار كه یكبار رو داده یكبار هم پرسیده می‌شود.

در جمله‌های از گفته‌ی خود باز ایستاد ( انكار كرد ) و مرا از كار بازداشت ، بچه را از شیر بازگرفت ، نیز همین معنی خواسته می‌شود. زیرا یك كاری از پیش رو داده و كار دیگری پس از آن رو می‌دهد[2].



[1] پشت جلد شماره‌ی 7 سال پنجم پیمان

[2] پشت جلد شماره‌ی نهم پیمان سال پنجم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 08:08 ب.ظ
Hi there, I enjoy reading through your article. I wanted to write a little comment to support you.
سه شنبه 29 فروردین 1396 10:59 ق.ظ
whoah this blog is great i love reading your posts.
Keep up the good work! You understand, lots of individuals are looking round for this info, you can aid them greatly.
شنبه 19 فروردین 1396 02:40 ب.ظ
This text is worth everyone's attention. When can I find out more?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر