تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - در پیرامون زبان ـ1ـ
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان
سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

یكی از نادرستیها كه در زبان فارسی پیدا شده اینست كه بسیاری از پایه ( قاعده ) های آن بهم خورده و رشته‌ی زبان از هم گسیخته و می‌باید آنها را بجای خود گردانید تا زبان درست گردد و تواند كار خود انجام دهد ما در این باره گامهایی برداشته‌ایم و اینك گام دیگری برمی‌داریم.

ما از هر ریشه سه گونه كننده ( اسم فاعل ) توانیم آورد. مثلاً از گفتن گوینده و گویا و گویان ، و از پوییدن ، پوینده و پویا و پویان ، و از رفتن ، رونده و روا و روان توانیم آورد ، و اینها هر یكی معنای دیگری دارد و در جای دیگری بكار رود بدینسان :

1 ـ در جاییكه نگاهمان بیك كار ویژه و شناخته است گوینده و پوینده و مانند اینها را آوریم. مثلاً سخنی شنیده‌ایم و می‌گوییم ، گوینده‌ی این سخن كه بوده؟.. آواز در می‌شنویم و می‌گوییم ، ببینید زننده‌ی در كیست؟.. نامه‌ای بیك دیه نوشته‌ایم و می‌پرسیم : برنده‌ی این كه خواهد بود؟.. [1]

2 ـ در جاییكه نگاهمان بیك كار ویژه و شناخته نیست و می‌خواهیم توانایی كسی یا همیشگی كار را بفهمانیم گویا و پویا و مانند اینها را آوریم. مثلاً می‌گوییم آدمی زبان گویا و گوش شنوا دارد و بنوشتن تواناست.

اینگونه چون بكلمه‌ی دیگری پیوندد الف از آخرش افتد و سبك گردد. مثلاً گفته شود : راهرو و سخنگوی و نمك شناس و ناتوان و دیرشنو و مفتخور و نیكخواه و مانند اینها.

3 ـ در جایی كه می‌خواهیم رویدادن كار را در همانزمان ( همانزمانی كه گفتگو از آنست ) بفهمانیم گویان و پویان و مانند اینها را آوریم. مثلاً گوییم : شتابان آمدند. افتان و خیزان راه پیمودند. با چشم گریان و دل سوزان گوش می‌دادند.

می‌بینید سه گونه است و هرگونه معنای دیگری را می‌فهماند و در جای دیگری بكار می‌رود ، و چون این معنیها دانسته باشد و هرگونه‌ای جز در جای خود بكار رود زبان نیرو گیرد و تواند كار خود را انجام دهد. ولی اكنون این پایه بهم خورده كه كمتر كسی اینها را می‌داند و كمتر كسی جدایی میانه‌ی آنگونه و اینگونه می‌گزارد و همین بس كه در دستورهایی كه نوشته‌اند هیچ یادی از این پایه نكرده‌اند و پیداست كه نمی‌دانسته‌اند. در زبانها نیز صد نابسامانی در پیرامون این گونه‌ها پدیدار است و ما اینك نمونه‌هایی را از آن در اینجا یاد می‌كنیم :

1 ـ رهنده - رها - رهان :  از این تنها گونه‌ی دوم را بكار می‌برند و گونه‌ی یكم و سوم فراموش شده از میان رفته.

2 ـ بیننده - بینا - بینان : از این ، گونه‌ی سوم پاك فراموش شده و بكار نمی‌رود.

3 ـ شتابنده - شتابا - شتابان : از این تنها گونه‌ی سوم را بكار می‌برند و دو گونه‌ی دیگر فراموش شده.

4 ـ جنبنده - جنبا - جنبان : از این ، گونه‌ی دوم فراموش شده و بغلط گونه‌ی سوم را بجای آن آورند. ( مثلاً می‌گویند منارجنبان )

5 ـ رسنده - رسا - رسان :  گونه‌ی یكم كنار نهاده‌اند و بجای آن بغلط « رسیده» می‌آورند[2] و گونه‌ی سوم را نیز نمی‌شناسند.

6 ـ خواننده - خوانا - خوانان : گونه‌ی دوم را در معنی « خوانده شده» می‌آورند ( مثلاً گویند این نوشته خواناست ) و گونه‌ی سوم را بیكبار فراموش كرده‌اند.

7 ـ نگرنده - نگرا - نگران  : گونه‌ی دوم را هیچ نمی‌شناسند و گونه‌ی سوم را كه بكار می‌برند از معنای خود بیرون كرده بجای بیمناك می‌آورند ( مثلاً می‌گویند : فلان از سفر باز نگشته نگرانم. در جایی كه باید گویند بیمناكم یا گویند دل ناآسوده‌ام. )

8 ـ رونده - روا -  روان : گونه‌ی دوم را كه می‌آورند از معنی خود بیرون برده‌اند و آنرا بجای سزا ( جایز ) می‌آورند كه غلط است. گونه‌ی سوم را نیز از جای خود بیرون برده‌اند و بیشتر در جای گونه دوم می‌آورند.

9 ـ غرنده - غرا - غران : اینها از « غریدن» است. گونه‌ی یكم فراموش شده. گونه‌ی دوم را كه می‌آورند بغلط با زبر غین خوانند ( مثلاً گویند آواز غرا یا سلام غرا ) و باشد معنایش هم ندانند و بسیاری آنرا كلمه‌ی عربی شناسند. گونه‌ی سوم را هم بدانسان با زبر غین آورند ( مثلاً می‌گویند شیر غران ) و باشد كه آنرا یك كلمه‌ی جداگانه شمارند.

10 ـ ارزنده - ارزا - ارزان : گونه‌ی دوم را فراموش كرده‌اند. گونه‌ی سوم را بیشتر بغلط در جای گونه‌ی دوم بكار برند و بغلط بمعنی سبك بها گیرند[3].

باین ده مثل بس می‌كنیم. از اینجا می‌توان دانست كه بیكبار رشته‌ی این سه گونه از هم گسیخته است و كمتر یكی از آنها در جا و معنی خود بكار می‌رود. این نمونه[ای] از نابسامانی زبان می‌باشد و یك زبان بدینسان چكار تواند كرد؟!.. این در سایه‌ی سامانست كه یك زبان كار خود انجام كند و چون سامانش بهم خورد ناچار از كار بازماند و ناتوان گردد. زبان از این باره مانند لشكر است. اینكه یك لشكر كار بزرگی را انجام دهد در سایه‌ی سامان او باشد ولی چون نابسامان بود و سپاهیان از جاهای خود بیرون رفتند از آنان هیچ كاری برنیاید. كنون شما آن را ببینید كه گروهی نادان از داشتن چنین زبان بیمار و ناتوان بخود می‌بالیدند و ما كه می‌گفتیم زبان بیمار است و باید بچاره كوشید با ما دشمنی می‌نمودند. نیز آنرا ببینید كه همانان می‌خواهند زبان را درست گردانند.

باری ما این پایه را از امسال روان خواهیم گردانید و در نوشته‌های خود گونه‌های سه‌گانه را هر یكی را در جا و معنی خود بكار خواهیم برد و این را می‌نویسیم تا خوانندگان آگاه باشند.

چنانكه دیدیم نابسامانی از دو راه است : یكی اینكه گاهی اینگونه را در جای آن بكار می‌برند. مثلاً می‌گویند : من توانای این كار نیستم كه غلط است و باید گفت : من تواننده‌ی این كار نیستم. زیرا نگاه بیك كار شناخته است. دیگری آنكه گاهی معنی ریشه را بدیده نمی‌گیرند. مثلاً می‌گویند : فلان از سفر باز نگشته نگرانم ، در جاییكه باید گویند بیمناكم ، و نگران را كه از نگریدنست در این معنی نیاورند. یا می‌گویند : روی زیبا ، در حالیكه زیبا از زیبیدن است و آن بمعنی شایستن و سازگار آمدن می‌باشد. می‌گوییم : این رفتار زیبنده‌ی شما نیست. در روی زیبیدن و نازیبیدن درست نیاید. آنان زیبا را بمعنی خوب و قشنگ می‌آورند و از معنی ریشه‌ی آن چشم می‌پوشند. از این رشته بسیار است و این خود جستاریست كه در بسیاری از كلمه‌ها معنی ریشه فراموش گردیده و ما از این جداگانه در جای دیگری سخن خواهیم راند.

از آن رشته‌ی نخست غلطها باید شمرد نامهای چرنده و پرنده و درنده و گزنده و خزنده كه بجانوران می‌گویند. بجای آنها باید چرا و پرا و درا و گزا و خزا آورد. زیرا این كارها در جانوران برای یكبار و دوبار نیست و چریدن و پریدن شناخته‌ای را نمی‌خواهند.

اینها كه ما درباره‌ی زبان می‌نویسیم باید بهمینسان بماند و در دستورها جای گیرد و اگر كسانی چیزهای دیگری در همین باره باندیشه‌شان می‌رسد و یا ایرادی می‌اندیشند بنویسند كه اگر ما براست داشتیم بآن هم در میان این گفته‌ها جا دهیم و اگر براست نشناختیم پاسخ نویسیم. بسیاری هستند كه اینها را هیچ نیندیشیده‌اند و هیچ نمی‌دانند. ولی چون در پیمان می‌خوانند بهوس افتاده آهنگ آن می‌كنند كه ایشان نیز چیزهایی نویسند و هر یكی بنام خود بیرون دهند و اینست نوشته‌های ما را زیر و رو گردانیده و دست در آنها برده یك چیزهایی پدید می‌آورند. بارها گفته‌ایم این كار بسیار زشت است. آنكسان از مردمی بسیار دورند. چنین كاری راه هر پیشرفت را از میان برد و هر كوشش را بی‌نتیجه گرداند. اینها همه از خوی پلید خودخواهی و جداسریست كه ما بارها از آن نكوهش نوشته‌ایم و باز خواهیم نوشت[4].



[1] كننده در فارسی بهمه‌ی سه زمان گذشته و اكنون و آینده می‌آید و اینست ما نیز از هر سه زمان مثال یاد كرده‌ایم.

[2] یكی دیگر از بهم خوردگیهای زبان آنست كه در بسیار جا بجای كننده ( اسم فاعل ) كرده شده ( اسم مفعول ) می‌آورند مثلاً گوینده ، مرده ، رسیده ، خشكیده و بسیار مانند اینها و ما از این در جای دیگر سخن خواهیم راند.

[3] چون بهای یك چیز را با ارزش آن بسنجیم سه حال پیدا شود : یكی اینكه بها گرانتر باشد كه آنرا گران می‌نامند و درست است. دیگری آنكه بها سبكتر باشد كه باید آنرا سبك یا سبك بها نامید و اكنون بغلط ارزان گویند. سومی اینكه بها باندازه‌ی ارزش باشد كه باید آنرا ارزان نامید ولی امروز هیچ نامی نمی‌دارد.

[4] سال ششم 41 - 45





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 آذر 1396 05:47 ب.ظ
مهم نیست که کدام یک از موارد مورد نظر خود را جستجو کند، بنابراین او می خواهد به طور کامل در دسترس باشد، بنابراین این
چیزی در اینجا نگهداری می شود
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:40 ب.ظ
Great article, exactly what I needed.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:25 ق.ظ
Hey! Do you know if they make any plugins to help with SEO?
I'm trying to get my blog to rank for some targeted
keywords but I'm not seeing very good results.
If you know of any please share. Kudos!
جمعه 13 مرداد 1396 10:26 ب.ظ
I blog often and I seriously appreciate your information. The article
has truly peaked my interest. I'm going to bookmark your
website and keep checking for new details about once per week.
I subscribed to your Feed as well.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:51 ق.ظ
I seriously love your site.. Great colors &
theme. Did you make this amazing site yourself? Please reply
back as I'm hoping to create my own site and would love to know where you got this from or just what the theme is named.
Appreciate it!
جمعه 25 فروردین 1396 03:27 ب.ظ
My developer is trying to persuade me to move to .net from PHP.

I have always disliked the idea because of the costs.
But he's tryiong none the less. I've been using WordPress on various
websites for about a year and am concerned about switching to another platform.

I have heard fantastic things about blogengine.net. Is there
a way I can transfer all my wordpress posts into it?
Any kind of help would be greatly appreciated!
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:15 ق.ظ
The other day, while I was at work, my cousin stole my
iphone and tested to see if it can survive a twenty five foot drop, just so she can be a youtube sensation. My
apple ipad is now destroyed and she has 83 views. I know this is completely off topic but I
had to share it with someone!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر