تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - دو گفتار از آقای آگاه -2-
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان
جمعه 8 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

-2-

گلستان ، بوستان ، گلشن ، گلزار

شعرا و نویسندگان گذشته و اكنون این چهار كلمه را بیك معنی بكار برده‌اند و می‌برند ولی بیگمان یك جدایی میانه‌ی اینها بوده است و من اینطور می‌اندیشم كه گلستان جایی را كه بوته‌های گل در آن نشانیده باشند می‌گفته‌اند همچون سروستان كه جایی را كه سرو نشانیده باشند می‌باشد و بوستان در اصل بوزستان بوده و منظور از آن محل كاشتن خیار و یا مانند آن می‌باشد همچنانكه تا كنون در برخی از نقاط اصفهان جای فالیزكاری را بوستان یا بستان می‌گویند و اگر این عقیده درست باشد بوستان كه در كتابها بجای گلستان بكار برده‌اند غلط می‌باشد و گلشن هم گمان می‌كنم در اصل گل نشان بوده است. چنانكه در این حدود بباغهایی كه تازه درختكاری كرده‌اند (باغ نوشان) می‌گویند كه همان باغ نشان می‌باشد و اما گلزار گمان می‌كنم بجایی می‌توان گفت كه گل بخودی خود بروید یا گیاههایی در آنجا زیاد باشد ، كه در اینحال دیگر كشتزار هم درست نخواهد بود و باید كشتستان گفت. در هر حال یك جدایی باید میان این كلمه‌ها باشد.

پرچم : نوشته‌های آقای آگاه درباره‌ی گلشن و بوستان در خور پذیرفتنست و ما نیز آنها را براست می‌داریم. بوستان را در آذربایجان نیز بجایگاه خیار و خربوزه گویند و بمعنی دیگر نگویند. اما جدایی كه باید در میانه‌ی زار ، و ستان ، و مانند اینها گزاشت ما چون در دنباله‌ی گفتارهایی كه در پیرامون زبان می‌نویسیم به « پسوندها و پیشوندها» خواهیم رسید و در آنجا از این زمینه بسخن گشاده و درازی خواهیم پرداخت در اینجا دیگر چیزی نمی‌نویسیم[1].

« نامهای كننده» بسه گونه تواند بود.

در فارسی « نام كننده» (یا اسم فاعل) بسه گونه تواند بود. مثلاً از ریشه‌ی « خواستن 1- خواهنده 2- خواها 3- خواهان تواند آمد همچنین از دیگر ریشه‌ها.

این سه گونه هر كدام معنایش دیگر و جایش دیگر می‌باشد ، بدینسان :

1- خواهنده : كسی كه یك بار خواسته است. مثلاً گفته می‌شود : « فلان كتاب را از تبریز خواسته‌اند» می‌پرسیم : « خواهنده كیست؟».

در زده می‌شود و می‌رسیم : « زننده كیست؟..» كسی را كشته‌اند و می‌گوییم : « كشنده شناخته نیست».

2- خواها : كسی كه همیشه می‌خواهد ، نیروی خواستن را داراست. مثلاً می‌گوییم : « آدمی خواهای پیشرفتست». « آدمی چشم بینا و گوش شنوا و زبان گویا می‌دارد».

3- خواهان : كسی كه در همان زمان می‌خواسته یا می‌خواهد. مثلاً می‌گوییم « شاگردان خواهان و ناخواهان آمدند». « گریان ایستاده بود». « خندان می‌رفت».

در فارسی كنونی سامان این سه گونه نیز بهم خورده. زیرا از برخی ، ریشه‌ی این یكی را می‌آورند و آن یكی را نمی‌آورند ، و گاهی این را در جای آن و آن را در جای این می‌آورند. مثلاً می‌گویند : « جانوران گزنده» یا « خزنده» یا « درنده» كه غلطست و باید بگویند : « جانوران گزا» یا « خزا» یا « درا». می‌گویند : « پرندگان» كه غلطست و باید بگویند : « پراها». « نویسنده‌ی فلان اداره» كه باید بگویند : « نویسا».

هرچه هست ما در گفتارهایی كه بپاكزبان می‌نویسیم هر یكی از این سه گونه را در جای خود می‌آوریم و گاهی می‌بینیم كسانی كه از این ناآگاهند ایراد می‌گیرند. مثلاً ما چون می‌نویسیم : « هنگامی كه جنبش مشروطه در تبریز نیز برخاست و مردم نام مشروطه را شنیده بیش یا كم از معنی آن آگاهی یافتند خواهای آن گردیدند ...» كسانی ایراد گرفته می‌گویند بایستی بنویسد : « خواهان آن گردیدند». می‌گویند : « خواها» شنیده نشده است. همچنین چون می‌نویسیم : « جویان از دنبالش رفتند» می‌گویند : « جویان» نیامده است.[2]



[1] پرچم نیمه ماهه : صفحه‌ی 346

[2] پرچم نیمه ماهه : صفحه‌ی سوم پشت جلد شماره‌ی 10





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 06:52 ب.ظ
I like what you guys are usually up too. This kind of clever work and reporting!

Keep up the good works guys I've included you guys to my personal blogroll.
شنبه 14 مرداد 1396 11:20 ب.ظ
I pay a visit every day some websites and information sites to read
posts, but this blog offers feature based posts.
سه شنبه 10 مرداد 1396 09:32 ق.ظ
I could not refrain from commenting. Exceptionally well written!
شنبه 19 فروردین 1396 10:27 ب.ظ
Wow, incredible blog structure! How long have you been running a blog for?
you made running a blog look easy. The total glance of your site is great, as smartly as the content material!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر