تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - پرسشها و پاسخها از پرچم نیمه ماهه
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان
چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: نویسنده : رضا فرهیزش

پرسش :

شما « غدغن» را بمعنی تأكید نوشته‌اید. پس « ممنوع» را در فارسی چه باید گفت؟.. آیا كلمه‌ی ویژه‌ای ندارد.

اهواز - محمدعلی جزایری

پاسخ :

« غدغن» در فارسی بمعنی تأكید بوده ما نیز در آن معنی بكار می‌بریم. اما « منهی» (نه ممنوع) در فارسی كلمه نمی‌دارد ، و چون « نهی» یك معناییست كه بآن نیازمندیم و باید جداشده‌ها از آن بیاوریم اینست می‌باید در اندیشه‌ی داشتن كلمه برای آن باشیم. اگر كسانی در فرهنگها كلمه‌ای باین معنی سراغ دارند برای ما بنویسند وگرنه باید خود كلمه‌ای بگزاریم.[1]



[1] پرچم نیمه ماهه : صفحه‌ی 9

پرسش :

1- دریغ در اصطلاح شما بمعنی مضایقه است یا افسوس؟

2- انگیزه كه در فرهنگ پیمان بجای علت بكار می‌رود در نوشته‌های برخی پیمانیان بجای سبب و باعث و جهت هم بكار می‌رود و بدیده‌ی من راست نمی‌آید. چه آنكه هر یك از كلمه‌های علت سبب باعث جهت مورد استعمال ویژه‌ای دارند. مثلاً اگر كسی بیمار بوده و از خوردن فلان دارو دردش درمان گردیده بلكه باید گفت فلان دارو سبب (باعث) بهبودی گردیده یا اگر فلان مرد با بهمان مرد دوستی دارد نمی‌تواند گفت بعلت فلان با هم دوست هستند بلكه باید گفت بجهت فلان با هم دوستی دارند و تقاضایم اینست كه نظریه‌ی خود را مرقوم دارید تا اگر من در اشتباه هستم و كلمه‌ی انگیزه را بجای كلمه‌های علت و سبب و باعث و جهت می‌توان استعمال كرد بدانم و از تردید بیرون آیم وگرنه كلمه‌های چیز بود و شوند كه در فارسی معتی باعث و سبب دارند پیشنهاد می‌نماییم كه اگر در نزد شما راست باشد پذیرفته گردد.

لار : آگاه

پاسخ :

1- ما « دریغ» را از زبان گرفته‌ایم و تا كنون به همان معنیها كه در زبان می‌داشت بكار می‌بردیم چنانكه آقای آگاه می‌دانند « دریغ» در فارسی برای نشان دادن اندوه خود بهنگام از دست رفتن یك چیز گرانبها بكار می‌رفت. مثلاً كسی را دوستی مرده آه می‌كشد و می‌گوید : « دریغ آن دوست گرامی» یا كسی در پیری افسوس خورده چنین می‌گوید : « دریغ آن روزهای خوش جوانی».

معنی نخستش این بود. لیكن سپس آن را بمعنی « مضایقه كردن» نیز بكار برده‌اند و در این معنی بیشتر شناخته گردیده. مثلاً می‌گویند : « ده ریال وام خواستم از من دریغ داشت».

ما نیز تا كنون پیروی از دیگران كرده دریغ را در این دو معنی بكار می‌بردیم. ولی اكنون كه سخن بمیان آمده می‌بینم در اینجا یك ایرادی هست زیرا این گونه دو معنایی برای یك كلمه نشان ناتوانی زبان شمرده شود. زیرا چه بسا كه در یك جمله خواست گوینده فهمیده نگردد. همین اكنون اگر كسی سخن از ناشكیبایی مردی بمیان آورد و بگوید : « بمرگ یك كودك دریغ می‌گفت» شنوندگان خواست او را نخواهند فهمید و دریغ گفتن را جز بمعنی « مضایقه» نخواهند گرفت.

اینست می‌خواهیم از یادآوری آقای آگاه سود جسته بآن كلمه چاره كنیم. بدینسان كه چون « دریغ گفتن» یا « دریغ داشتن» در معنی مضایقه شناخته‌تر است. ما نیز تنها آن را در این معنی بكار ببریم. چیزی كه هست باید آن را برویه‌ی كار آورده « دریغیدن» بگوییم و جداشده‌ها از آن پدید آوریم (دریغید ، می‌دریغد ، ندریغ ...).

اما معنی نخست دریغ ، چون « افسوس» را بهمین معنی در دست می‌داریم از این پس همان را بكار برده از « دریغ» چشم پوشیم.

2- در زمینه‌ی پرسش دوم نیز ایراد آقای آگاه بجاست. ما در این باره نیز تا كنون یك زمینه‌ی روشنی نداشته‌ایم. « انگیزه» را كه ما بكار می‌بریم از ریشه‌ی « انگیختن» است و باید آن را در جاهایی بیاوریم كه انگیزشی در میان باشد. باین معنی : جایی باشد كه پای خواست (اراده) در میان باشد. مثلاً كسی خانه‌ی خود را می‌فروشد و چنین می‌گوید : انگیزه‌ی این كار تنگدستی است باین معنی كه تنگدستی او را بفروش خانه برانگیخته است.

پس در جاهای دیگر این كلمه را نتوان آورد ، و اینست ما پیشنهاد آقای آگاه را پذیرفته كلمه‌‌ی « شوند» (با پیش شین و زیر واو) را می‌گیریم كه از این پس در نوشته‌های خود بجای كلمه‌های « جهت و سبب» بكار ببریم. مثلاً كسی بیمار است بگوییم : « شوند این بیماری پرخوری و ناپرهیزی است» یك خانه آتش گرفته بگوییم : « شوندش آن بوده كه در نزدیكی در آتش روشن كرده‌اند و زبانه‌ی آن بدر نیز رسیده و سوختن گرفته.»

ما بیك چنین كلمه‌ای نیاز می‌داشتیم و از آقای آگاه خوشنودیم كه یادآوری كرده‌اند. نیز ما می‌توانیم از آن « كار» آورده جداشده‌ها بگیریم : مثلاً بكسی كه خشمناكست بگوییم : « چه شوندیده كه چنین خشمناكید؟!..» (چه سبب شده؟..) همچنین توانیم آن را « گذرنده» گردانیده (شوندانیدن[1]) بكار بریم مثلاً بكسی كه در یك خانه باجاره می‌نشیند و در سایه‌ی بیپروایی او خانه آتش گرفته و سوخته بگوییم : « چون تو شوندانیده‌ای باید تاوانش را بگردن گیری» بدینسان از كلمه‌های « مسبب و باعث» نیز بی‌نیاز خواهیم گردید. نیز بكلمه‌ی « چیز بود» كه یكی دیگر از كلمه‌های پیشنهاد كرده‌ی آقای آگاهست نیز نیاز نخواهد ماند.

ما در نوشته‌های خود نیز گاهی كلمه‌ی « مایه» را می‌آوریم. ولی آن باید در جایی باشد كه معنی « رویش» را بخواهیم. مثلاً بگوییم : بفلان پروایی نكردند و این مایه‌ی رنجش او گردیده بدشمنی انجامید. هرچه هست این یك معنی « مجازی است» چنانكه بهمین معنی گاهی كلمه‌ی « سرچشمه» را نیز توان آورد.[2]

پرسش :

1- « شوند» را با پیش شین نوشته‌اید. در فرهنگها با زبر شین است كدام درست است؟

2- در فارسی برای « عوض كردن» كلمه‌ی ساده‌ای نمی‌داریم و شما خود « دیگر كردن» را بكار می‌آورد. در شوشتر گرانیدن را (با پیش گ) بدین معنی آورند : « قلم خود را با كتاب او گرانیدم». نیز آن را در معنی اشتباه كردن كسی با كسی یا چیزی با چیزی آورند : « شما را با برادرم گرانیدم». آیا در فارسی می‌توان آن را بكار برد؟ این را چندی پیش آقای امام یادآوری كرد. كنون من آن را می‌نویسم.

3- واژه را چون چنانكه نوشته‌اید : از هزوارشهاست تا كنون بكار نمی‌بردید. ولی در پرچم نیمه ماهه آن را بكار برده‌اید. آیا واژه با كلمه جدایی می‌دارد؟ اگر می‌دارد چیست؟

4- « گمانیدن» را در فرهنگ نوبهار بمعنی « گمان كردن» آورده. آن را می‌توان بكار برد؟

5- تا كنون برای « مطلب» در پیمان و پرچم كلمه‌ای ندیده‌ام. آیا می‌توان از خواستن كلمه‌ی « خواستار» را باین معنی آورد؟ چنانكه برای مبحث ، جستار و برای مقاله ، گفتار را آورده‌اید.

6- شلپ و شلپه را كه بمعنی شیرین نوشته‌اید زیر و زبر یا پیش حرفهای آن دانسته نیست. كلمه‌های تازه كه در پرچم می‌آورید اگر حركتهای حرفهایش را نیز نویسید برای ما اشتباهی رخ نخواهد داد. این را نیز دیگران می‌پرسند كه « شلپ» و « شلپه» در كدامیك از كتابهای باستان هست.

اهواز محمدعلی جزایری

پاسخ :

1- « شوند» را ما خود با پیش شین گردانیده‌ایم كه با « شوند» كه از « شدن» می‌آید یكی نباشد.

2- « گرانیدن» بآن معنی كه یاد كرده‌اید بسیار بجاست و ما نیز توانیم آن را گرفت و بكار برد. تنها چیزی كه خواهد بود آنست كه اگر از واژه‌ی « گران» جداشده‌ها بیاوریم در نوشتن با آن یكی خواهد بود و این نیز از كمی خطست ، نه از كمی واژه.

3- « واژه» را ما بكار نمی‌بردیم ولی چون شناخته گردیده و همگی بكار می‌برند ما نیز پیروی كردیم ، زیانی هم نخواهد داشت.

4- « گمانیدن» را می‌توان ، و می‌باید بكار برد.

5- « خواستار» بمعنی « مطلب» راستست. ولی چون اكنون در معنی غلطی شناخته شده باید آن را بمعنی راستش بازگردانیم.

6- « شلپ» با زبر شین (بر وزن حرف) است و ما آن را از كتابی برنداشته‌ایم.[3]

پرسش :

آیا چاپ چه كلمه‌ایست و از كی در زبان فارسی بوده و پیش از پیدایش صنعت چاپ به چه معنی بكار می‌رفته؟

اهواز نصراله صبوری

پاسخ :

چنانكه نوشته‌اند گویا « چاپ» همان « چاو» است كه در زمان مغول خواسته شد در ایران رواج یابد و نیافت. اسكناس یا پول كاغذی كه امروز در همه‌ی كشورها رواج پیدا كرده در زمان مغول در ایران چنین چیزی پدید آوردند كه نشان دولت را می‌داشت كه چاو نامیده می‌شد. ولی مردم آن را نپذیرفتند و پیش نرفت.

این چیزیست كه دیگران نوشته‌اند. اگر راست باشد باید گفت كلمه‌ی چاپ پیشتر نیز بهمین معنی كنونی بكار می‌رفته. باین معنی چیزهایی را كه بروی تخته یا سنگ نوشته یا نگاشته و آن را بروی كاغذ یا پارچه برمی‌گردانیده‌اند « چاپ» می‌خوانده‌اند. از اینجاست كه ماننده‌سازی كردن و فریب دادن را نیز « چاپ زدن» می‌گفته‌اند.[4]

پرسش :

ورجاوند بنیاد رسید خوانده‌ام و بسه واژه‌ی ناآشنای زیر كه در فرهنگ كتاب نوشته نشده برخوردم. آنها را نیز در فرهنگها نتوانستم جست مگر « اند» را كه بآن هم معنای روشنی نداده‌اند. اینك واژه‌ها :

1- سات در صفحه‌ی 39 « اگر پیشرفت دانشها ساتهای درخشانی در تاریخ اروپا باز كرده است اینها ساتهای سیاهی در آن پدید خواهد آورد» در جای دیگر نیز سات را آورده‌اید.

2- سان در صفحه‌ی 47 و 63 « این سپهر است كه می‌بینیم و از سانش آگاهیم».

3- « اند» در صفحه‌ی 63 « از اینسوی اندهای بسیاری از گندم و شكر و قهوه و دیگر خوراكیها خرنده نداشته ...» گرچه خود معناهایی برای آنها گمانیده‌ام كه سات صفحه ، و اند مقدار و سان اشتباه چاپی و درستش سامان است ولی برای اطمینان این پرسشها را می‌فرستم.

اهواز محمد علی جزایری

پاسخ :

1- سات چنانكه فهمیده‌اید بمعنی صفحه است.

2- اند نیز بمعنی مقدار است. این واژه در فارسی امروزی در دو سه جا بكار می‌رود. اندك بمعنی مقدار كم است و چند بمعنی چه اند است و نیز می‌گویند : « ده و اند تن». ما می‌خواهیم آن را در همه جا در همان معنای خود بكار بریم.

3- سان بمعنی حال است. این نیز در فارسی امروزی بكار می‌رود. می‌گویند : چسان و یكسان كه بمعنی در چه حال و بیكحال است. ما می‌خواهیم آن را در همه جا بمعنی خود بیاوریم و روان گردانیم.

یكی از آكهای فارسی همینست كه بسیاری از واژه‌ها از روانی افتاده و بیش از دو سه جا بكار نمی‌رود. این آك را باید برداریم و آن واژه‌ها را روان گردانیم.[5]



[1] شوندانیدن = مسبب و باعث گ.آ

[2] پرچم نیمه ماهه : 132 134.

[3] پرچم نیمه ماهه : 198 - 199

[4] پرچم نیمه ماهه : 284

[5] پرچم نیمه ماهه : 494





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 شهریور 1396 08:16 ق.ظ
Undeniably consider that that you stated. Your favourite
reason appeared to be on the internet the simplest factor to have in mind of.
I say to you, I definitely get annoyed at the same time as people consider worries that they plainly do not recognize about.
You controlled to hit the nail upon the top as smartly as
outlined out the entire thing with no need side-effects ,
other people can take a signal. Will likely be again to get more.
Thanks
پنجشنبه 15 تیر 1396 07:00 ب.ظ
Thanks for finally writing about >نوشته های
احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
- پرسشها و پاسخها از پرچم نیمه ماهه <Liked it!
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 05:01 ب.ظ
Fantastic blog you have here but I was wanting
to know if you knew of any forums that cover the same topics discussed here?
I'd really like to be a part of online community where
I can get feedback from other experienced people that share the same interest.
If you have any suggestions, please let me know.
Thank you!
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:20 ق.ظ
Heya! I realize this is kind of off-topic however I needed to ask.
Does building a well-established blog such as yours require
a massive amount work? I'm completely new to writing
a blog but I do write in my diary everyday. I'd like to start a
blog so I will be able to share my own experience and
feelings online. Please let me know if you have any suggestions
or tips for new aspiring bloggers. Thankyou!
شنبه 12 فروردین 1396 07:11 ب.ظ
Thankfulness to my father who shared with me regarding this blog,
this weblog is truly amazing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر