تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - سرنوشت زبان فارسی چه خواهد بود - بخش یكم
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان

سرنوشت زبان فارسی چه خواهد بود؟

نویسنده :

سید محمدعلی امام شوشتری

مجله‌ی وحید ـ بهمن 1350 ـ شماره‌ی یازدهم ـ دوره‌ی نهم


در گفتگو از زبان فارسی رو به كجا داریم؟ برای آسان یاد دادن این زبان به جوانان چه باید كرد؟ زبان علمی در دانشگاههای ما چه زبانی باید باشد؟

اكنون كه وزارت فرهنگ و هنر پس از 25 سال كه از تعطیل نخستین فرهنگستان ایران گذشته است ، برای پیشرفت بخشیدن و توانا كردن زبان فارسی بگونه‌ای كه این زبان بتواند پاسخگوی نیازمندیهای امروز جوانان كشور در راه دانش‌آموزی گردد ، بار دیگر فرهنگستانی برپا كرده ، هرچند این كار در هرحال بودن آن از نبودنش بهتر است ، گروهی آغاز كرده‌اند با همان دستاویزهای كهنه‌ی گذشته كه در سی چهل سال پیش بهانه‌ی ایشان در جلوگیری از پیراستن و آراستن زبان فارسی شده بود ، بار دیگر با پیشرفت زبان فارسی دشمنی نشان دهند.


از دیگرسو ، در برابر نوجوانان و جوانان ما امروز همان گرفتاریها و دشواریها كه از پاره‌ای بیماریهای زبان برخاسته است و سنگ راه ایشان در فرا گرفتن هنرها و دانشهای نو می‌شده ، باز هم به همانگونه در جای خود نمودار است. و با اینكه شیوه‌ی فارسی‌نویسی نسبت به بیست سی سال پیش اندكی بیشتر شده است ، ولی هنوز هم زبان فارسی گنجایش این را نیافته كه بتوان همه‌ی دانشهای پیشرفته‌ی كنونی جهان را در این زبان ریخت و آن را در رده‌ی زبانهای توانا و پرمایه‌ی جهان ، با حال كنونی كه می‌دارد ، بشمار آورد.

بدتر آنكه ، با پیوستگیهای بسیاری كه مردم جهان پس از جنگ جهانی دوم با یكدیگر یافته‌اند ، و جهان در حقیقت یك خانه‌ی همگانی برای آدمیان شده كه كشورها ماننده‌ی تالارها و اتاقهای آن خانه‌اند و بیكدیگر راه دارند و پیوسته‌اند ، روزانه از زبانهای گوناگون نامهای تازه‌ی علمی و فنی بكشور ما درمی‌آید. و این كار چندان فزونی گرفته است كه امروز پاره‌ای از این نامهای نامأنوس به دهن عامیان نیز افتاده و آن گروه نادان بكار بردن این نامهای بیگانه را نشانه‌ی یك گونه نواندیشی و پیشرفتگی می‌پندارند. نمونه‌ی این كج‌اندیشی نوشته‌های زشتیست كه بر تابلوهای بیشتر مغازه‌های تهران بچشم می‌خورد و همه روزه بر آنها و زشتی آنها افزوده می‌شود.

نكته‌ی دیگر ، چنانكه دیده می‌شود چیزهایی كه كسانی درباره‌ی فرهنگستان و زبان فارسی گفته و نوشته‌اند و در روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها و مهنامه‌ها چاپ شده است ، تا آنجا كه نویسنده شنیده و خوانده‌ام ، بیشتر نویسندگان آن نوشته‌ها و سخنگویان نخواسته‌اند یا نتوانسته‌اند اندیشه‌ی خود را به ریشه‌ی دردها و بیماریهای زبان آشنا كنند و برای هر یك از آن بیماریها راه چاره‌ای نشان دهند.

سخن برخی از ایشان اگر هم پختگی می‌دارد باز بیشتر بگذشته و تاریخ زبان رو می‌داشت. در حالی كه گفتگوی امروزی ما درباره‌ی حال كنونی و آینده‌ی زبان فارسی است نه گذشته‌ی آن.

سخن در این نیست كه « منشی الممالك» در نوشتن فلان فرمان چگونه « تنوین» یا « جناس» بكار برده ، یا فصیح الشعرا در چند جا از شعرهای خود بجای نشانه‌های جمع فارسی قالبهای جمع عربی یاد كرده است یا « معین البكا» در نوحه‌خوانی‌هایش قاعده‌ی برابری نرینه و مادینه را به تقلید زبان عربی در فارسی آورده است.

سخن در این است :

آیا دانش‌آموزان و جوانان ما دانشها و هنرهای جهان پیشرفته‌ی امروز را به چه زبانی باید یاد گیرند؟. سخن در این است كه آیا زبان دانشگاهها و هنرستانهای ما باید چه زبانی باشد؟ سخن در این است كه آیا در برابر سیل واژه‌های بیگانه كه از شرق و غرب دمادم سیلاب‌وار و خیلی پرزور به فراخنای زبان فارسی هر روز می‌تازد ، چه باید كرد؟ چاره‌ی همه‌ی این دردها چیست؟

افسوس كه بیشتر آن نویسندگان آهسته از كنار این جستارهای بسیار ارجدار كه در سرنوشت آینده‌ی این كشور تأثیر فراوان دارد گذشته‌اند و اندیشه‌ی خود را با آنها آشنا نكرده‌اند.

پس از رویداد شوم شهریور 1320 كه گروهی هوچی میدانی یافته بودند ، تا به ایران و هرچه رنگ ایرانی دارد بخاطر خوشایند بیگانگان بتازند ، از جمله آقای عباس اقبال كه خود عضو فرهنگستان پیشین بوده و گذشته از كمیسیون تاریخ و جغرافیا در كمیسیون رهنمایی نیز هموند بوده و اگر هم فرهنگستان در گذشته اشتباهی كرده یا روش نادانشمندانه‌ای پیش گرفته بوده ، گناه این كارها بیشتر بگردن خود او بود ، رنگ عوض كرده و گفتاری در نكوهش كارهای فرهنگستان (؟) ـ نوشته بود و در آن گفتار بی‌انصافانه همه‌ی خطاكاریهای فرهنگستان را بگردن شادروان رضاشاه بزرگ انداخته بود؟ در آن زمان كه هنوز شور جوانی در من شورش می‌داشت ، نتوانستم چنین گستاخی ناجوانمردانه را تحمل كنم. از اینرو به نوشته‌ی او پاسخ دادم كه در كُراسه‌ای [=كتاب] چاپ شده است. چون برخی از آن گفته‌ها كه در پاسخ سخنان آقای اقبال گفته بودم امروز نیز در خور پژوهش است ، و نباید راضی شویم آزموده بار دگر آزموده شود ، تیكه‌هایی از آن سخنان را كه در پاسخ آقای اقبال نوشته بودم در زیر می‌آورم : از جمله درباره‌ی فرهنگستان پیش كه آقای اقبال خیلی بآن تاخته بود نوشته بودم :

« فرهنگستان یا پیراهن عثمان!»

« آقای اقبال برای نگهداری واژه‌های تازی در فارسی خطاكاریهای فرهنگستان ایران را دستاویز ساخته به هواخواهان پیرایش و آرایش زبان سخت تاخته است. لیكن در ریشه‌ی گفتگو كه آیا زبان فارسی كه هوسبازی برخی نویسندگان فارسی‌ندان و رساله‌نویسان كنج مدرسه‌ها و قافیه‌پردازان دربار تاتارها آن را بیمار كرده و به واژه‌های بیگانه آلوده ساخته است باید پیراسته گردد یا نه؟ در این باره هیچ سخنی نگفته است. از اینرو من بهتر می‌دانم زمینه‌ی سخنان او را از یكدیگر جدا كنم و درباره‌ی هر بخش از آنها جداگانه گفتگو كنم.

1ـ درباره‌ی چگونگی فرهنگستان ایران در سخنرانی گذشته آنچه بایست گفت گفته‌ام و در اینجا نیازی به تكرار آنها نیست.[1]

چیزی كه باید در دنباله‌ی آن سخنان بگویم این است كه داستان پیراستن و آراستن زبان فارسی را باید از خطاكاریهای فرهنگستان جدا گرفت و هیچگاه نشاید و نباید خطاكاری یك بنگاه را دستاویز دشمنی با پیشرفت زبان یك ملت گرفت.

گلایه‌ی بزرگی كه این آقایان از فرهنگستان دارند این است كه آن بنگاه بفرمان شاهنشاه درگذشته بنیاد نهاده شده و بگفته‌ی آقایان « شمشیر در كار خامه دخالت كرده است»؟ آقای تقیزاده در گفتاری كه از اروپا نوشته و برای مهنامه‌ی تعلیم و تربیت وزارت فرهنگ فرستاده بود كه در آن مهنامه چاپ شد و سپس بدستور همان وزارتخانه شماره‌های آن جمع‌آوری گردید و همچنین در سخنرانی خودشان در سالن دانشسرای عالی ، همه گلایه از دخالت شمشیر در كار خامه می‌كنند. آقای اقبال نیز همین عنوان را پیش كشیده است.

این سخن هنگامی درست بود و در خور گلایه ، كه شمشیر یكسره در كار خامه دخالت می‌كرد ، در مثل فرمان می‌داد از فلانروز همه‌ی واژه‌های تازی از فارسی بیرون. اما در جایی كه فرمان داده بود برای پیراستن زبان فرهنگستانی برپا شود و از كسانی كه بدانشمندی شناخته شده‌اند ، گروهی در آن گرد آیند و رشته‌ی كار بدست آنان سپرده شود ، عنوان دخالت شمشیر را در كار خامه پیش كشیدن و همه‌ی غلط‌كاریهای آن گروه را بگردن شمشیر انداختن بسیار بیجاست.

خواست من از این سخن دفاع از شاهنشاه درگذشته نیست. ایشان چه نیكوكار و چه بدكار درگذشته و رفته‌اند. تاریخ درباره‌ی كارهایشان داوری خواهد كرد و همینكه سیل كینه‌ها و غرضها فرو نشست حقایق آشكار خواهد شد.

خواستم این است كه گناه غلط‌كاری گروهی از پیشروان و سرشناسان را آنهم در كاری كه آزادی كامل می‌داشته‌اند بگردن شاهنشاه درگذشته انداختن ، دور از جوانمردی و دادگری است.

فرهنگستان برابر بنیادنامه‌ای كه برای آن نوشته‌اند 24 عضو می‌داشته كه بچند كمیسیون بخش می‌شده‌اند. هر كمیسیون وظیفه داشت در یك یا دو رشته‌ی ویژه برابر معنیهایی كه نیاز می‌داریم ، واژه برگزیند. این كمیسیونها در كار خود آزاد بودند و دیگر شمشیر بآنها فرمان نمی‌داد برابر فلان معنی فلان واژه را برگزینند و از فلان واژه چشم پوشند. شمشیر بآنها فرمان نداده بود داستان پیراستن زبان را با همه‌ی ارجی كه ‌دارد ، سرسری بگیرند یا واژه‌های تازی فارسی شده را بیرون ریزند و بجای آنها واژه‌های نامأنوس بگزارند.

آیا می‌توان باور كرد كه شمشیر باو فرمان داده بود بجای زاویه‌ی حاده « گوشه‌ی تند» بگزارند؟ باری چنانكه من می‌دانم ، راز غلط‌كاری فرهنگستان را باید در جای دیگری جستجو كرد.



[1] این موضوع دركُراسه[ای] كه زیر نام « پیرایش و آرایش زبان فارسی» در آن زمان نوشته بودم گسترده آمده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:26 ب.ظ
Appreciating the hard work you put into your website and in depth information you provide.
It's great to come across a blog every once in a while that isn't the same outdated rehashed information. Great read!
I've bookmarked your site and I'm including your RSS feeds to my Google account.
یکشنبه 15 مرداد 1396 01:03 ق.ظ
It is the best time to make some plans for the future and
it is time to be happy. I have read this post and if I could I wish to suggest you
some interesting things or tips. Maybe you could write next articles referring to this article.
I wish to read even more things about it!
دوشنبه 12 تیر 1396 08:08 ب.ظ
First off I would like to say wonderful blog! I had a quick question which I'd like to ask if you
don't mind. I was interested to find out how you
center yourself and clear your mind before writing.
I have had a tough time clearing my mind in getting my ideas out.
I truly do take pleasure in writing however it just seems like the first 10 to 15
minutes are lost just trying to figure out how to begin. Any recommendations or hints?
Cheers!
شنبه 10 تیر 1396 11:51 ق.ظ
I am genuinely thankful to the holder of this web page who has shared this enormous paragraph at at
this time.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 02:04 ق.ظ
Hello there, You have done a fantastic job. I will certainly digg it and in my opinion suggest to
my friends. I am confident they will be benefited from this web site.
سه شنبه 29 فروردین 1396 08:45 ق.ظ
It's amazing to pay a visit this web page and reading the views of all friends on the topic of this
post, while I am also zealous of getting know-how.
دوشنبه 21 فروردین 1396 10:06 ب.ظ
My brother suggested I might like this website. He was entirely right.
This post actually made my day. You cann't imagine just how much time I had spent for
this info! Thanks!
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:20 ب.ظ
Hi Dear, are you genuinely visiting this site on a regular basis, if so then you will absolutely take pleasant experience.
جمعه 11 فروردین 1396 07:02 ب.ظ
I do not even understand how I ended up right here, but I thought this publish was once good.
I don't understand who you are but certainly you're going to
a famous blogger in case you aren't already. Cheers!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر