تبلیغات
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - سرنوشت زبان فارسی چه خواهد بود - بخش سوم
 
نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی
خدا با ماست
درباره وبلاگ


نوشته های احمد كسروی درباره زبان فارسی - بكوشش حسین یزدانیان
زبان پاك نوشته احمد كسروی
كافنامه نوشته احمد كسروی بكوشش فرهیخت

مدیر وبلاگ : رضا فرهیزش
نویسندگان

در این گفتار تا اینجا چند جا از بیماریهای زبان یاد كردم و كنون را بهتر می‌دانم بكوتاهی از این بیماریها نام برم.

آـ تا فارسی آمیخته بواژه‌های بیگانه است استقلال نخواهد داشت زیرا هر نویسنده‌ای برای نمایاندن عربی‌دانی و هر سراینده‌ای برای قافیه‌سازی و سخن‌بازی می‌تواند بفرهنگهای تازی دست یازیده و هوسمندانه هرچه واژه خواست از مرده و نیم‌مرده بیرون كشد و درست و نادرست در نوشته‌ی خود بكار برد.

با چنین شیوه‌ای كه جوینی‌ها كرده‌اند مرزهای زبان فارسی شكسته شده و درهای آن بر روی واژه‌های بیگانه باز گردیده است. چنانكه هر كسی هم‌اكنون نیز بخود اجازه می‌دهد هرگونه واژه‌ی عربی را در نوشته‌ی فارسی خود بكار برد.

در نتیجه‌ی این رفتار زیانمند ، درهای زبان فارسی باز مانده و كرانه‌داری (محدودیت) در معنی واژه‌ها و رویهمرفته درِ زبان كه نخستین شرط هر زبانی است ، در زبان ما از میان رفته. هم اكنون شما نمی‌دانید این زبان چه اندازه واژه می‌دارد. آیا به پیروی از نویسندگان گذشته هر واژه‌ی عربی را می‌توان برداشت و بفارسی درآمیخت؟

اگر گرفتن واژه از زبان عربی سزا شمرده می‌شود ، چرا از زبانهای دیگر سزا شمرده نشود؟ مثلاً شاعری شعر بسراید ، نیم بیت از انگلیسی و نیم بیت فارسی.

بسا برخی نااندیشیده بگویند : هرچه « فصحا» گرفته و بكار برده‌اند توانیم بكار برد و جز آنها نتوانیم. در برابر چنین پاسخ خامی باید پرسید « فصحا» كدامند و از نمونه‌های گوناگونی كه از روزگار هزارساله‌ی زبان فارسی كنونی بازمانده كدام را فصیح و كدام را نافصیح می‌خوانید؟

رفتار وزارت آموزش و پرورش كه خود بایستی رهنمای جوانان و نویسندگان باشد بهترین گواه است كه چنین قاعده‌ای در دست نیست.

وزارت آموزش نه تنها در تاریخ ادبیات ، بلكه در كتابهایی كه برای دوره‌ی نخستین دبیرستانها نوشته شیوه‌های گوناگونی آورده و به دانش‌آموزان شعر فردوسی را در پهلوی زین‌الشعرا طایی و نثر بلعمی و بیهقی را با نثر وصاف و جوینی پهلوی هم نهاده است. این كار دلیل است كه سررشته‌داران آن وزارتخانه سر كلافه را گم كرده‌اند و خود قاعده‌ای در این كار ندارند و نمی‌دانند از شیوه‌های گوناگونی كه بازمانده كدام فصیح است كه دانشجویان باید از آن پیروی كنند و كدام نافصیح كه باید بكناری ماند و تنها در بخشهای عالی تاریخ ادبیات از آن سخن رود.

ب‌ـ كرانه‌نداری زبان نیز یكی از بیماریهایی است كه از آمیخته شدن فارسی به واژه‌های بیگانه پدید آمده و تا هنگامی كه زبان ما از واژه‌هایی كه بی‌نیازانه گرفته شده و پیرو قاعده‌های زبان فارسی نگردیده است ، پیراسته نشود این درد چاره‌پذیر نخواهد بود.

تكرارها و مترادفهای بی‌معنی و خنكی كه هنوز هم در نوشته‌های روزنامه‌ها گهگاه دیده می‌شود ، گویاترین دلیل بر تاریك بودن معنی واژه‌هاست. هنوز بجمله‌هایی از گونه‌ی : جدیت و فعالیت ، غیظ و غضب ، دوستی و صمیمیت ، پاكی و طهارت ، صفا و خلوص و صدها مانند اینها بر می‌خورید كه گویی نویسنده هنگامی كه واژه‌ی جدیت ، دوستی ، پاكی ، صفا را می‌نوشته شك داشته است كه اینها مقصودش را برساند از اینرو در پشت سر آنها فعالیت ، صمیمیت ، طهارت ، و خلوص را هم افزوده است.

ج‌ـ بزرگترین نتیجه‌ی زشتی كه از درآمیختن زبان فارسی به واژه‌های تازی پدید آمده بهم خوردن و از سامان افتادن قاعده‌های زبان است.

نویسندگان پیشین ما بویژه از زمان تاتاران باینسو كه در گرفتن واژه از زبان عرب اندازه نگه نداشته‌اند و گذشته از واژه‌ها ، جمله‌ها و تركیبهای عربی در نوشته‌ها و سروده‌های خود بكار برده‌اند بریشه و قاعده‌های زبان فارسی هیچ توجه نكرده‌اند.

در نتیجه‌ی این بی‌پروایی ریشه‌های زبان فارسی كم‌كم بكناری افتاده و سامان آنها آهسته‌آهسته بهم خورده و بسیاری نیز فراموش گردیده است.

یك نگاه ژرف به كارواژه‌هایی كه در سفرنامه‌ی ناصرخسرو و مانندگان او بكار رفته و معنی ویژه‌ی هرگونه از آنها و سنجیدن آنها با كارواژه‌هایی كه امروز بكار می‌رود آشكارا بهم خوردن و فراموش شدن بسیاری از گونه‌های كارواژه‌های فارسی را نیك نشان می‌دهد.

امروز كمتر نویسنده‌ای میان : كرد ، كرده ، كرده بود ، كردی ، می‌كرده ، كرده بوده ، می‌كرده ، خواستی كرد ، همی‌كرد ، می‌كردی ، همی‌كردی در نوشته‌های خود جدایی می‌گزارد و هر یك را در جای خود بكار می‌برد.

این بیماری تنها در كارواژه‌ها نیست. دیگر قاعده‌ها نیز بآن دچار آمده‌اند كه اكنون را از آوردن مثال خودداری می‌كنم.

دـ بیماری دیگر ، گردانیدن ریشه‌های فارسی است مانند ریشه‌های تازی به كمك «كاریاور».

واژه‌هایی كه از تازی برداشته و بفارسی درآمیخته می‌شد تا زمانی كه كارواژه‌های فارسی از كار نیفتاده و زبان نیروی خود را می‌داشت به دو گونه گردانیده می‌شد.

یك گونه مانند ریشه‌های فارسی چنانكه فهم و طلب تازی را مانند ریشه‌های فارسی فهمیدن و طلبیدن می‌گفتند. برخی را بدستیاری كاریاورها مانند : كردن ، بودن ، شدن ، نمودن و مانند اینها می‌گردانیدند و غضب كردن و طعنه زدن و لعنت گفتن و مانند اینها بكار می‌بردند.

پس از چندی كه از هوس نویسندگان تازی‌پرست ، واژه‌های تازی در فارسی رو بفزونی نهاد و گردانیدن ریشه با كاریاورها فراوانتر گردید كم‌كم اندیشه‌ها به گردانیدن ریشه‌ها بدستیاری كاریاور عادت كرد و با ریشه‌های فارسی همان كار را كردند كه با واژه‌های تازی می‌كردند.

در زبانهای زنده از نامها « اسم» كارواژه می‌آورند. ما در فارسی بجای گریست و خندید و آغازید و نگریست و صدها مانند اینها گریه كرد و خنده كرد و نگاه كرد می‌آوریم و از این كار زشت گذشته از اینكه زبان را بیهوده دراز می‌كنیم ، بیشتر ریشه‌ها را چنان از كار انداخته‌ایم كه به آنسانی كه باید گردانیده نمی‌شود.

هـ فراموش شدن پیشوندها و پسوندها گرفتاری دیگریست كه از آمیختگی زبان فارسی پدید آمده.

در زبانهای آری پیشوندها و پسوندها نقش بزرگی بازی می‌كنند ، در فارسی نیز چنین بوده كه به آغاز و انجام ریشه‌ها پیشوند و پسوند می‌چسبیده و با این كار از هر واژه ده‌ها واژه‌ی تازه ساخته می‌شده است. با فزونی گرفتن واژه‌های تازی در فارسی یك گونه بی‌نیازی از پیشوندها و پسوندها پدید آمده در نتیجه بسیاری از آنها فراموش شده یا در جای درست خود بكار نمی‌رود.

وـ نداشتن فرهنگی برای زبان امروزی فارسی.

آسیب دیگری كه از آمیختن واژه‌های بی‌اندازه‌ی تازی بفارسی پدید آمده یكی دیگر این است كه نوشتن واژه‌نامه‌ای را برای زبان كنونی ما دشوار بلكه نشدنی كرده است.

این خود ننگی برای یك توده است كه در این روزگار دانش و فرهنگ برای زبان امروزی خود واژه‌نامه‌ای نداشته باشند در جایی كه هر كس خواندن و نوشتن می‌داند بویژه دانشجویان ما نیاز سختی بچنین واژه‌نامه‌ای می‌دارند.

در نوشتن فرهنگ‌نامه‌ها قاعده آنست كه ریشه‌ی هر واژه را آورده بدنبال آن برخی از جداشده‌ها از آن ریشه كه دارای معنی ویژه‌ای است ، یاد كنند.

اكنون اگر یكی بر آن شود كه برای زبان فارسی كنونی واژه‌نامه‌ای پدید آورد ، آیا چه راهی باید در پیش گیرد؟ اگر از واژه‌های تازی آمیخته بفارسی ریشه‌ی هر كدام را بنویسد ، آن فرهنگ یك لغت‌نامه‌ی تازی خواهد بود نه فارسی.

و تا كسی زبان تازی را نیك نداند و از صرف و نحو آن زبان نیك آگاه نباشد از آن سودی نتواند برد. بدتر آنكه از ریشه‌های تازی آمیخته بفارسی همه‌ی جداشده‌ها نمی‌آید. از برخی كمتر و از برخی بیشتر آمده و هیچ قاعده‌ی روشنی در این كار هم نیست.

اگر بخواهد ، چنانكه پیروان صاحب‌بن‌عباد می‌گویند ، همه‌ی واژه‌های تازی را كه روزی در فارسی بكار رفته یاد كند و جمله‌های تازی را از گونه‌ی « ذنب لایغتفر» یا « علیه التوفیق و التكلان» یا « المذنب الحقیر الجانی» و نیز عبارتهای نه فارسی و نه تازی مانند : « جناب جلالتمآب قدسی القاب سلیل الاطیاب» كه در نمونه‌های گذشته فراوان آمده یكان یكان بنویسد ، چنین كاری هم از شیوه‌ی فرهنگ‌نویسی بیرون است و هم نشدنی.

اگر بگویید نویسنده‌ی فرهنگها تنها از واژه‌های تازی كه در نوشته‌های « فصحا و اساتید» بكار رفته است یاد كند.

این پرسش پیش خواهد آمد كه از نویسندگان و سرایندگان گذشته كدام را فصیح و استاد می‌شناسید و كار او را سند می‌گیرید؟ فردوسی یا كمال الدین اسماعیل اصفهانی؟ ناصرخسرو یا جوینی؟ از این گذشته از نوشته‌های روزنامه‌ها كدام را باید پایه‌ی لغت‌نویسی قرار داد؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 10 آبان 1396 05:26 ب.ظ
پست بسیار توصیفی، من از آن لذت بردم. آیا بخش 2 وجود خواهد داشت؟
دوشنبه 13 شهریور 1396 02:38 ق.ظ
I have been surfing on-line greater than three hours lately,
but I never discovered any interesting article like yours.

It is beautiful value enough for me. Personally, if all webmasters and bloggers made excellent content
as you did, the net will be a lot more useful than ever before.
دوشنبه 30 مرداد 1396 11:54 ق.ظ
I loved as much as you will receive carried out right
here. The sketch is attractive, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get bought an impatience over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come further formerly again since
exactly the same nearly very often inside case you shield this increase.
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:27 ق.ظ
I have read so many articles or reviews on the topic of the blogger
lovers but this paragraph is actually a nice article, keep it up.
شنبه 14 مرداد 1396 01:23 ق.ظ
My partner and I stumbled over here different web address and thought I may as well check things
out. I like what I see so now i am following you.
Look forward to looking at your web page again.
سه شنبه 6 تیر 1396 06:17 ق.ظ
Inspiring story there. What happened after?
Thanks!
دوشنبه 1 خرداد 1396 11:34 ب.ظ
I constantly spent my half an hour to read this blog's posts daily along with
a cup of coffee.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:15 ب.ظ
Thanks for finally writing about >نوشته های احمد كسروی در زمینه‌ی زبان فارسی - سرنوشت زبان فارسی
چه خواهد بود - بخش سوم <Liked it!
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:56 ق.ظ
Way cool! Some very valid points! I appreciate you writing this
write-up and also the rest of the site is also very good.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر